بود . جمعى بر سر راه فرستاده راه را به غايت مضبوط داشت و از طرف خراسان و عراق و فارس كسى را به اردوى اعلى نمىگذاشت و جيباخانه كه از طرف خراسان مىآمد گرفته و جمعى كه همراه بودند در قيد اسار گرفتار ساخته پيش امير حسن بيك بردند . از آن جمله جناب صدارت مآب مولانا شمس الدين محمد بخارى « 577 » بود كه ميرزا سلطان ابو سعيد او را جهت تهنيت فتح مملكت آذربايجان به جانب ملك فارس ارسال نمود و شرح آن خواهد آمد و ديگر استادان حاذق و هنرمندان مدقق مقيد و محبوس شدند و جمعى از مشهوران مردم خراسان اكثر به قتل آمدند و مولانا شمس الدين محمد بخارى را مولانا صدر الدين طبيب اصفهانى تعريف كرده و صلابت او در دين و تقويت شرع مبين باز نموده امير حسن بيك او را امان داد و در مجلس خاص رخصت جلوس ارزانى داشت و همچنين بعضى از آن مهلكه خلاص يافته عنايت امير حسن بيك شامل حال ايشان شد .
و چون شروانشاه گذرگاه در برابر لشكر منصور مقرر نكرده بود بلكه دو فرسخ پايانتر در جانب اردوى حسن بيك معبر مقرر بود ، امير حسن بيك دويست سوار تعيين نمود كه گذرگاه را تاخت كنند . اتفاقا دو كس از اردوى همايون به رسم خبرگيرى پيش رفته بودند . ناگاه به خروس بيك كه از جانب حسن بيك مقرر بود كه به آن دويست كس پيوند و رسيدند و او را گرفته به پايهء سرير اعلى آوردند و او صورت حال عرضه داشت كرده فى الحال جمعى امرا و دلاوران به جانب آن دويست كس رفته به ايشان رسيدند و جمعى را دستگير كرده بازگشتند و بعد از چند روز شبى غلبهاى عظيم از جانب مخالفان به كنار اردوى همايون آمده سورن مهيب انداختند و پادشاهزادگان ميرزا سلطان محمد و ميرزا سلطان محمود و امراى بزرگ و ايچكيان و مقربان جوقجوق زانوزده اجازت خواستند كه بيرون روند .
حضرت اعلى مىفرمود كه در شب بر سر ياغى نمىبايد رفت . على الصباح هزار سوار
هامش
( 577 ) . يعنى مولانا محمد معمائى . ر ك براى ترجمهاش به دولتشاه ص 308 ، لطائف نامهء فخرى ص 64 و 69 و حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 199 به بعد .