را به ولايت جوين برده در خانقاه و مقبرهاى كه ساختهء او بود مدفون شد . *
و هم درين سال ، بيستم شهر ذى الحجه جناب فضايل مآب مولانا جلال الدين لطف اللّه قاضى بخارا كه در انواع علوم صاحب كمال بود به جوار رحمت ايزدى رحلت نمود « 545 » و فرزندان او جناب صدارت مآب مقرب السلطان ، الملقب به شرف جهان ، مولانا جمال الدين عبد الرحيم و جناب شجاعت انتساب امير نظام الدين عبد الوهاب عزاى به عظمت داشتند و حضرت خلافت پناهى دو نوبت به مجلس عزا و آش تعزيت آمده عنايت آن حضرت شامل احوال وارثان او شد و همه را از جامهء عزا بيرون آورده تشريفات پادشاهانه عنايت فرموده و نعش مغفور را به بلدهء فاخرهء بخارا نقل كرده مزار عالى ساختند .
وقايع سنهء اثنتين و سبعين آوردن امير نور سعيد از جانب خوارزم
حضرت خلافت پناهى ، شايستهء سرير سلطنت و پادشاهى ، در دار السلطنهء هرات استقرار داشت و نقش تسخير بقاياى ممالك ربع مسكون بر لوح خاطر همايون مىنگاشت و مملكت او كه از اقصى ولايات قلماق تا نواحى عراق و از پيشان تركستان تا پايان هندوستان بود به غايت معمور و آبادان بود و هيچ آفريده را مجال جدال نسبت با آن حضرت در خاطر خطور نمىنمود و مملكت ماوراء النهر كه هر سال از تعرض اوزبك زحمت و غارت مىديد ، درين سال آسيب آن بىباكان به آن ولايت نرسيد . اما از طرف ولايت خوارزم قاصد امير نور سعيد رسيد و عرضه داشت رسانيد مضمون آنكه ميرزا سلطان حسين كه در طرف دشت قبچاق مدتى قزاق بود ، درين ولا ، به جانب ولايت خوارزم عزيمت نمود و امرا و سرداران كه درين طرف بودند يك حمله تاب مقاومت او نياوردند و روى فرار به راه ادبار آوردند و اطراف مملكت خوارزم از غارت و تاراج لشكر او به كلى خراب شد و غير از نفس خطهء
هامش
( 545 ) . ايضا : در دار السلطنهء هرات .