تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 957

مساهمون:

ص٩٥٧
اما به غايت محجوب و شرمنده بود . روزى كه آثار فلاكت بر صفحات احوال او واضح بود و اسبى چنان نداشت كه ملازمت تواند نمود رباعيى گفته به مجلس همايون فرستاد و عجز و درماندگى خود را ياد داد . رباعى
اين بندهء شرمندهء درمانده به جان * دارد ، اسبى توقع از شاه جهان چون همت او بلند و چون بخت قوى * چون دولت او جوان و چون حكم روان
و آن حضرت بر حالت عجز و درماندگى او ترحم كرده انعام و اكرام تمام فرمود و چند اسب تازى راهوار و استران قطار و شتران مهار و خيمه و خرگاه و سراپرده و بارگاه و ديگر اسباب عظمت و آيين امارت تعيين نمود و سوابق خدمات او را به كرات بر زبان آورده رعايت حقوق آن را بر ذمت همت واجب دانست . بيت
آفرين حق بر آن سلطان كه حق خدمتى * هركه را نسبت به او باشد رعايت مىكند
و امير بىنظير كه در زمانى كه هنوز خطبهء شاهى و سكهء شاهنشاهى به نام همايون آن حضرت مقرر و معين نبود ، او انواع خدمات پسنديده به‌جاى آورده بود ، درين ولا به غايت ضعيف شده مريض گشت و در ايام طغيان بحران كه هذيان صفت لازمهء آن است در گفت و شنود بر لوح خيال چنان نقش مىبست كه مگر حضرت خلافت پناهى به عيادت او آمده است . قطعه
گويند پشه بر لب دريا نشسته بود * مىگفت خواهم آن‌كه بود اين همه مرا
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 957 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى