گفتند حوصله چوندارى مگوى اين * گفتا به نااميدى ازو چون دهم رضا
منگر به ناتوانى شخص ضعيف من * بنگر كه اين طلب ز كجا خاست وين هوا
اطباى مجلس همايون كه به معالجهء او متردد بودند صورت حكايت در حضرت اعلى عرضه داشتند . آن حضرت از كمال مروت ميل عيادت او فرمود و اوايل ربيع الآخر به شهر آمده به وثاق امير بىنظير التفات نمود و زبان حال او مضمون اين مقال به ادا مىرسانيد كه :
بيت
گر بر سر بالين من آيى به عيادت * صدسال به اميد تو بيمار توان بود
و امير يراق تمام سرانجام نموده نه اسب با زين كشيد و به يمن مقدم همايون بعد از چند روز صحت تمام يافت .
ذكر نهضت حضرت خلافت پناهى به جانب ولايت مرو و خبر واقعهء ميرزا جهانشاه
در آن زمان كه آفتاب جهانتاب از نقطهء اعتدال خريفى تجاوز نمود و جمشيد خورشيد بارگاه فلك احتشام در دولتخانهء بهرام نصب فرمود و شترسوار آسمان تير در كمان فلك راند و چمن از زينت انوار و گلزار از زيور ازهار خالى ماند و اشجار حليهء اثمار و پيرايهء برگ و بار بىبهره شد و گلشن از لباس مستعار و جامهء زرنگار بر هنر گشت .
قطعه
زفرو زيب تهى شد بهسان ربع و طلل * همان چمن كه چو بتخانه بود در تصوير