چند تومان لشكر مقرر فرمود كه به مقابلهء او رفتند و موكب همايون از ييلاق بادغيس نهضت نموده در برابر ولايت فوشنج بيرون آمد .
و درين اثنا ، ميرزا محمد جوكى كه به حكم در حصار اختيار الدين محبوس بود به اضطرار اختيار سفر آخرت فرمود و نعش او را به آيين تمام برداشته در مدرسهء مهد عليا و گوهر شاد آغا مدفون شد و به فرمان حضرت اعلى تعزيت به عظمت داشتند .
بيت
خود كشتهاى قاسم را خود تعزيه مىدارى * اى يار به عيارى تو يار نديدم *
و امرا كه به محاربهء ميرزا سلطان حسين رفته بودند جمعى بهادران دلير و فوجى دلاوران با شمشير و گروهى بىباكان فتنهانگيز در ولايت ترشيز « 504 » به او رسيدند و لشكر ميرزا سلطان حسين در غايت قلت بود و از مخالفان بس بسيار مىنمود « 505 » و ميرزا سلطان حسين ظفر و نصرت به عنايت پروردگار مىدانست نه از كثرت لشكر جرار و دلاوران نامدار . چون از طرفين صفها آراسته شد . ميرزا سلطان حسين
بيت
برآشفت مانند شير سياه * برون آمد از بيشهء قلب گاه
نوك پيكان موى شكافش بر فلك ديدهء سها مىدوخت و شرار سنان آتشبارش سينهء سهيل مىسوخت . كوه از نهيب سايهء رمحش چون شاخ بيد از باد و
هامش
( 504 ) . شرح حال جنگ ترشيز را دولتشاه ص 523 و حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 212 هم دارند .
( 505 ) . دولتشاه گفته ص 524 كه زياده از نود نفر مسلح با ميرزا نبودند و بو سعيديان ده هزار مرد مسلح مكمل بودند . در حبيب السير 80 بهجاى 90 و سه چهار هزار بهجاى ده هزار .