تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 929

مساهمون:

ص٩٢٩
قطعه
همچو اشك افتاده مردم زادگان از چشم خلق * رخ به خون لعل شسته ، جسته از مردم كنار بر گل رخسار و سر و قد خوبان چگل * چشم گردون چون سحاب از روى غيرت اشكبار در ضياع او كه هريك بود شهرى معتبر * گورو آهو راست مسكن ، شير و روبه را قرار *
جمعى اكابر و بزرگان آنان كه طاقت و توان داشتند مجموع اموال و اسباب و ما يكون من هذا الباب برجاى گذاشتند و به راه الفرار مما لا يطاق رفته پناه به كوهها بردند و آن‌جا نيز به موجب
أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ
« 499 » هركه را ساقى اجل دانست كه پيمانهء او پر شد در حالش بر بستر فنا خوابانيد و جام حمام ديگران « 500 » را مالامال گردانيد و از آن جماعت كه به اطراف ولايت و نواحى مملكت عزيمت نمودند ، اكثر در آن منازل و مراحل به صحت و سلامت بودند و بعد از چندگاه در حفظ عنايت إله به سمرقند بازآمدند و مال بسيار از ممر بيت المال در قبضهء تصرف ديوان اعلى آمد و شرح احوال به تفصيل و اجمال در ييلاق بادغيس به عرض همايون رسانيدند و هم در آن مقام آمدن ميرزا سلطان حسين محقق شد . مصرع
اينك آمد باز خونريز بلاانگيز ما

ذكر آمدن ميرزا سلطان حسين به مملكت خراسان

در وقايع سنهء خمس و ستين مذكور است كه ميرزا سلطان حسين در صحراى استراباد به موضع قصبهء خراس‌خانه ويران شد و از آن زمان در اطراف بيابان و ريگستان كه
هامش
( 499 ) . سورة النساء 80 . ( 500 ) . يعنى پرو مملو .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 929 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى