بزرگوار مقتداى روزگار شيخ زين الدين الخوافى « 512 » قدس سره را به نزول مباركش مشرف ساخت .
مصرع
فرخنده منزلى كه تو آنجا گذر كنى
وقايع سنهء تسع و ستين ذكر عزيمت رايت آفتاب اشراق به جانب ولايت مرو به عزم قشلاق
حضرت خلافت پناهى را نسبت با جناب ارشاد مآب شيخ صدر الدين حسن ارادت قديم بود و هميشه در زمان غيبت حضرت شيخ اظهار اعتقاد مىفرمود .
درين وقت كه جناب ولايت مآب به دار السلطنهء هرات آمد ، حضرت خلافت پناهى به صدق و اخلاص تمام به مجلس فيض بخش فرموده از ضمير آفتاب درخش استمداد نمود و بعضى امرا كه از جهت محاربهء ميرزا سلطان حسين محجوب بودند از جناب شيخ التماس نمودند كه جرم و گناه ايشان را شفاعت نمايد تا حضرت سلطنت نسبت با ايشان بار ديگر عنايت فرمايد و جناب ولايت مآب التماس نموده مسئول مقبول افتاد .
و درين ايام ، پادشاه ولايت ارس * ايلچيان به درگاه همايون فرستاده اظهار محبت و مودت « 513 » نمود و آن حضرت عنايت بسيار شامل حال ايشان ساخته رعايت فرمود .
و آن حضرت عزم قشلاق در ولايت مرو جزم فرمود و بر عادت حميده و طريقهء پسنديده كه هنگام يورش همايون به زيارت مشايخ كرام و مزارات اولياى
هامش
( 512 ) . ر ك براى وى به مطلع سعدين ج 2 چاپ لاهور و نفحات ص 569 و در آخر ترجمهاش گفته است : بر سر مزار متبرك وى عمارات عالى ساختهاند و چنان معمور و مردم نشين شده كه نماز جمعه مىگزارند .
( 513 ) . اضافت نسخه : نهم ماه ربيع الأول به بستان بوسى سرافراز شدند .