تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 904

مساهمون:

ص٩٠٤
و ابر پردهء سياه بر روى آسمان كشيده و شعلهء برق و غرش رعد و طوفان باران به همه‌جا رسيده ، امير خليل حضرت سلطنت را مبالغهء بسيار نمود كه به نفس شريف قفاى ياغى مىبايد فرمود و آن حضرت فرمود كه خليل بيك توره نيست كه پادشاه به شب در پى ياغى رود و آن حضرت به فراست از مبالغهء او دانست كه قصد غدر دارد . چه اردوى همايون به هم برآمده بود و اكثر لشكر قفاى هزيمتيان رفته . القصه چون امير خليل چند سال به استقلال در مملكت سيستان فرمان روان بود و حال او به آن مقام ترقى نمود كه لشكر به محاصرهء هرات كشيد و خيال تسخير خراسان در دماغ او گرديد ، اگرچه التجا به درگاه عالم پناه آورد ، اما همچنان ، مصرع
سوداى سلطنت ز سر آن گدا نرفت
و آن حضرت هرچند او را از خاك ندامت به اوج عزت برداشت و اختيار مال و ملك به قبضهء تصرف و اقتدار او گذاشت ، او از روى تهور و غرور ، تمام مهمات مملكت را مخصوص جانب خود ساخت و كار عالميان به اختيار و راى خود مىپرداخت و داد و بند و گشاد چنان شد كه اكثر لشكر به طبع ملازم بودند و شب و روز پيش او تردد مىنمودند و هرگاه بر درگاه جهان پناه حاضر بود صورت جمعيتى روى مىنمود و چون مىرفت غير جمعى مخصوص كسى ديگر نمىماند . ليكن چون او در ذات خود صفات استغنا مشاهده نمود
كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى
« 464 » در مقام غدر بود و اين معنى راى انور معلوم فرمود و خاطر همايون بر قتل او قرار يافت « 465 » و چون به رسم ملازمت به در خانه آمد ، او را به خلوت خاص درآوردند و روز عمر او را به سر آوردند و پسران در عقب پدر برفتند و جهان از غدر او ايمن شد .
هامش
( 464 ) . سورة العلق 716 . ( 465 ) . نسخه : مقرر فرمود كه چون او به رسم ملازمت به در خانه آيد و به بارگاه عام درآيد او را به خلوت خاص آرند - حبيب السير : امراى عظام را به اخذ و قتل امير خليل مأمور گردانيد و ايشان او را به بهانهء كنگاش به ايچكى خانهء همايون برد .