تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 907

مساهمون:

ص٩٠٧
تغيير داده چون شرح اين احوال به موقف عرض رسيد ، راى اعلى بر آن قرار گرفت كه ايشان را به نوعى هلاك كند كه موجب عبرت بىباكان ديگر شود . حكم همايون نفاذ يافت كه شيخ احمد را در دروازهء ملك پوست كرده به تعذيب تمام كشتند « 469 » و روز ديگر خواجه معز الدين « 470 » را در پاى حصار ، برابر مدرسه و خانقاه حضرت خاقان سعيد ، در ديگ آب گرم جوشان انداختند و مىجوشيد تا شعلهء حيات او فرو نشست * و نشان مطاع صادر شد كه بعد ازين در هرات و بلوكات زر نامبردار نطلبند و نستانند و هيچ آفريده را به اين علت تعرض نرسانند و نشانى در سنگ نقش كنند و در مسجد جامع در محلى « 471 » مناسب نصب نمايند و به موجب فرموده عمل نمودند و تا آن پادشاه نيك‌خواه در قيد حيات بود تغيير و تبديل آن حكم نفرمود و در اثناى اين احوال ، جمعى بر خواجه مظفر خواجه مختار « 472 » كه صاحب ديوان بود مبلغى سخن گفتند و به سبب هرگونه تقصير و تصرف دروغ و راست از ديوان برخاست و مبلغى تحميل كردند و جناب صاحب اعظم خواجه قطب الدين طاوس سمنانى « 473 » كه سالها در ديوان ميرزا ابو القاسم بابر بود و به امانت و ديانت موصوف و معروف ديوان شده و خواجه شهاب الدين اسماعيل خوجانى « 474 » نيز ديوان شد و آثار كفايت به ظهور آوردند . و چون حضرت خلافت پناهى به سبب محاصرهء هرات از مملكت ماوراء النهر عود نمود و هنوز عصيان و طغيان ميرزا محمد جوكى برقرار بود ، بلكه هر
هامش
( 469 ) . در حبيب السير ذكر كشتن شيخ احمد را ندارد . ( 470 ) . ايضا : دست و پا بسته . ( 471 ) . اسفزارى : در مسجد جامع هرات در حوالى محراب در ديوار گيرند و هنوز آن سنگ موجود است . * ( 472 ) . ظاهرا خواجه مختار نام پدر خواجه مظفر است . ( 473 ) . ترجمه‌اش مفصل است در دستور الوزرا ، ص 38 . ( 474 ) . براى ترجمه‌اش ر ك به دستور الوزراء ص 377 . وى ملقب بوده به گرگ . شاعر معاصر در حق او گفته اين زمان وحش و طير ديوانند . . . .