تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 903

مساهمون:

ص٩٠٣
حاصل شده بود در صحبت شيخ على احمد مغول صراف به هرات فرستادند و جناب فضايل مآب مولانا شمس الدين على الفارسى « 461 » به جهت عرض شرح احوال خراسان متوجه مملكت مازندران شد و چون لشكر جهانستان به مملكت مازندران درآمد ، ميرزا سلطان حسين جرأت نمود و از شهر استراباد بيرون فرمود و تا قريهء خراس خانه و صحراى سلطان‌آباد پيش آمد و به سبب آن‌كه لشكر او در برابر سپاه ظفر پناه در غايت قلت بود و مقاومت به غايت دور مىنمود ، ميرزا سلطان حسين عنان عزيمت بل يكران هزيمت به جانب مأمن قديم و يورت آواق « 462 » معطوف ساخت و با خيل و حشم و طبل و علم به سلامت بيرون رفت « 463 » و لشكر منصور بسيار در پى او دويد و به گردش نرسيد و آن حضرت به شهر شهرهء استراباد خراميد و چند روز به عيش گذرانيد .

ذكر قتل امير خليل و كشتن سرخيلان ايل جلاير

درين اثنا ، كه حضرت اعلى در گل‌افشان استراباد بساط نشاط انبساط داد به مسامع جلال رسيد كه امير خليل را غدرى در خاطر است و در آن زمان كه موكب ظفرنشان در شاهرخيه بود از حركات او مثل اين صورتى معاينه مىنمود . چنانچه شبى در شاهرخيه جمعى مخصوصان جيبا پوشيده بر درگاه جهان پناه گذرانيدند و درين شب كه ميرزا سلطان حسين ويران شده به جانب اواق بيرون رفت با آن‌كه بيت
شبى بود مانند قطران سياه * نه سياره پيدا نه پروين نه ماه
هامش
( 461 ) . ر ك براى وى - به حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 199 . ( 462 ) . محلش معلوم نشد . در فرهنگ ناصرى گفته است كه آواك خشكى و جزيرهء ميان دريا گويند و به غير مدّ نيز آمده . ( 463 ) . براى جزئيات اين سفر ميرزا سلطان حسين ر ك به حبيب السير ص 211 . از آن معلوم مىشود كه از استراباد به سفر چهار پنج شبانه روز قريبا به اواق مىتوان رسيد .