تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 901

مساهمون:

ص٩٠١
مصرع
زمانه با تو نسازد تو با زمانه بساز
و بيست و هفتم ذى الحجه هنگام صبح كه شهريان آهنگ جنگ و تلاش نام و ننگ كرده عازم آن بودند كه بيرون رفته آتش قتال برافروزند و به نوك پيكان سندان شكاف دلهاى مخالفان برهم دوزند گروه انبوه بر در دروازه آمده فرياد برآوردند كه ميرزا سلطان حسين عزيمت نمود و چون روز روشن شد از لشكر او در آن ديار ديار نمانده بود و جمعى در جانب جنوب آب كارتيار « 459 » بر سربلندى توقف نموده سايه‌بانى بر سر داشتند و مردم شهر بيرون آمده غله و اجناس به شهر درآوردند و ميرزا سلطان حسين از پل مالان گذشته از طرف ولايت فوشنج به بادغيس رفت * و از آن‌جا عازم جانب آب مرغاب شد ، به عزم رزم حضرت خلافت پناهى . و از آن طرف ، آن حضرت در ماوراء النهر چون شنيد كه ميرزا سلطان حسين شهر هرات را محاصره كرده نزديك است كه مسخر سازد به ضرورت با اميرزا جوكى صلح‌گونه‌اى درهم بست و از ظاهر شاهرخيه برخاسته به سمرقند آمد و از آن‌جا بر سبيل تعجيل بر جيحون عبور كرد و به سرعت تمام صبح و شام رانده به ميمنه و فارياب آمد و ميرزا سلطان حسين پيش مىرفت . حضرت خلافت پناهى خواست كه او دليرانه پيش آيد . يك كوچ پس نشست و ميرزا سلطان حسين دانست كه او را به فريب پيش مىكشند و نيز امرا كه در شهر بودند به اردوى اعلى ملحق شدند . مصلحت جنگ نديد و عنان سمند جهان پيماى بازكشيد و پنجم ماه محرم * سنهء ست در منزل مورى نزديك آب عازم ولايت سرخس شد و قلعهء آن را مضبوط ساخته امير سيد آقا را به محافظت آن‌جا گذاشت و رايت عزيمت از راه ولايت نسا و ابيورد به جانب مازندران برافراشت .
هامش
( 459 ) . شايد پل كاردمذ كور پيشتر به همين آب بود . *
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 901 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى