تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 897

مساهمون:

ص٨٩٧
و لگام ريز شتافتند و متوجه دار السلطنهء هرات شدند و اوايل شوال به هرات آمدند و به محافظت شهر قيام نمودند و حكم فرمودند كه مردم بيرون و بلوكات به شهر درآيند و به يك بار مسلمانان رو به شهر آوردند و فرياد و فغان به آسمان برآمد و امرا برج و باره محكم ساخته مردم محلات و امامان مساجد را شمار كردند و مردم بيرون را قسمت كرده برجها به ايشان سپردند و امرا كه در شهر بودند هريك به دروازه‌اى مقرر شدند و دروازهء ملك را امير بىنظير كه داروغهء شهر بود متعهد شده و دروازهء عراق را امير عبد النصير متكفل گشت و دروازهء فيروزآباد را امير احمد حاجى كه حاكم شهر بود به عهده گرفت و دروازهء خوش به ضبط و دارايى امير سلطان حسين ارهنگى مقرر شد و دروازهء قبچاق را امير احمد يار صاحب اختيار بود و امير سيد اصيل ارغونى و امير سيد مراد به طريق كوماك مقرر شدند كه هرجا به مدد احتياج افتد معد و مهيا باشند [ و در هر برجى داروغه معين فرمودند و آنچه در باب قلعه‌دارى مىبايست مرتب ساختند ] . « 455 » و ميرزا سلطان حسين چون از مازندران بيرون آمده به خراسان درآمد ، امير حسن شيخ تمور از ولايت خبوشان و امير سلطان محمد غياث بيك « 456 » از ولايت ابيورد پيش او آمدند و همه را به عنايت پادشاهانه و مراحم خسروانه نواخت و موچه و منصب معين ساخت و به يراق تمام عازم دار السلطنهء هرات شد و از آوازهء او وهم و هراس بىقياس بر مزاجها غالب شد و شبها مشعلها و چراغها بر سر برجها و كنگره‌ها بردند و نعره و فرياد « حاضر باش » به اوج سپهر برين رسيد و شب جمعه بيست و يكم ماه ذى قعده سلالهء اعاظم الوزرا خواجه كمال الدين ميرك حسين از جانب ماوراء النهر رسيده به شهر درآمد و رعايا را فرح و نشاط و خرّمى و انبساط روى نمود * و شب بيست و دوم همين ماه امير حسن شيخ تمور از آن طرف روگردان شده به شهر درآمد و خواص و عوام به نوعى شادمان شدند كه به شرح و بيان راست نيايد و
هامش
( 455 ) . اضافه نسخه . ( 456 ) . نسخه : و مير امير شير محمد از ولايت سرخس .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 897 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى