تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 894

مساهمون:

ص٨٩٤
و چهارم ماه جمادى الأول امير شيخ ابو الفضل كوكلتاش را گرفته * جهات او را ديوانى ساختند و او را به جانب ماوراء النهر بردند و در اواسط همين ماه ، جناب دستور اعظم خواجه شمس الدين محمد را جهت كليات و مهمات ملكى و مالى به جانب ولايت بلخ و ارهنگ و سراى فرستادند . در اين اثنا ، به محل انها رسيد كه ميرزا محمد جوكى ولد ميرزا عبد اللطيف در بلاد ماوراء النهر رايت مخالفت برافراشته و نقش جنگ و جدال بر لوح خاطر نگاشته و از شرار جمعى اشرار آتش بلا بالا گرفته ، اشتعال نائرهء قتال در خشك و تر آن ولايت گرفته و تمام آن بلاد و ديار در اضطراب و اضطرار مانده و مجموع مضمون
رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ
« 452 » بر زبان رانده حضرت خلافت پناهى چون بر اين احوال وقوف يافت ، عنان عزيمت به صوب مملكت ماوراء النهر تافت و يورش سمرقند جزم فرمود و طالع وقت اختيار كرده نهضت نمود .

ذكر نهضت همايون به جانب ماوراء النهر به سبب مخالفت ميرزا محمد جوكى

حضرت خلافت پناهى به عزم يورش ماوراء النهر رايت ظفر برافراخت و در بيستم جمادى الأول نهضت نموده تغوز رباط منزل همايون ساخت و در آن زمان آفتاب در بيست و يك درجهء حوت بود و در آن منزل بارندگى عظيم واقع شد و از جهت برف و باران و سرما مجال جنبش نماند و بعد از چند روز ركاب نصرت انتساب از رباط سنجاب و بادغيس و پل مرغاب عبور نمود و در نواحى جيجكتو چند روزى لشكر برآسود و در ولايت شبورغان ، لشكرهاى جهان در ظلال رايت سعادت و اقبال كه مطلع آفتاب فتح و فيروزى است جمع آمدند و چون موكب منصور به ولايت بلخ رسيد به زيارات اكابر و مقابر مشايخ مشرف گرديد و از روحانيت ايشان استمداد همت نمود * و صلات و صدقات بذل فرمود و صاحب اعظم و دستور معظم خواجه
هامش
( 452 ) . سورة البقرة 286 .