تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 896

مساهمون:

ص٨٩٦
محيط است و از يك طرف كه آب نيست آبكنده و جرهاى « 453 » بزرگ مغاك است كه گذشتن بر آن مواضع درغايت صعوبت است . فى الجمله آن حضرت به ترتيب آلات و ادوات محاصره فرمان داد « 454 » و امراى معتبر و مردم پيشه‌ور از همه طرف در بند استخلاص آن قلعه بودند و از بام تا شام و از شفق تا فلق به تدبير تسخير آن حصار قيام مىنمودند و نزديك آمد كه قلعه به قهر و غلبه مفتوح و مسخر شود . درين ولا ، از جانب ولايت خراسان و مملكت مازندران قاصدان رسيدند و عرضه داشتها رسانيدند . مضمون آن‌كه : ميرزا سلطان حسين كه به طرف خوارزم بيرون رفته بود ناگهان معاودت نمود * و امير شيخ حاجى ولد امير شيخ حسن جاندار و امير اللّه ويردى و ديگر امرا كه در آن ولايت بودند به قتل رسانيد * و احوال مملكت مازندران را به كلى زيروزبر گردانيد و ميرزا سلطان حسين به تسخير مازندران قناعت ننموده متوجه خراسان است . حضرت خلافت پناهى چون بر اين احوال وقوف يافت ، هرچند صعوبت واقعه بر خاطر همايون گران آمد ، اما از آن‌جا كه كمال تمكن و وقار آن حضرت بود آن حكايت ناشنوده تصور فرمود و همچنان در تسخير قلعه سعى و اجتهاد مىنمود و فرمان همايون نافذ شد كه امير سيد اصيل ارغونى با جمعى عازم خراسان شوند و از احوال مخالفان برخبر باشند و امرا به خراسان آمده امير سيد اصيل در نيشابور و امير سيد مراد در سبزوار در كمال تمكن و اقتدار قرار فرمودند و از اطراف و اكناف مملكت به واجبى برخبر بودند درين اثنا ، قاصدان از اطراف مازندران رسيدند و خبر رسانيدند كه ميرزا سلطان حسين از مازندران بيرون آمد و به تحقيق عازم خراسان شد . امراى سمرقند مصلحت جنگ نديدند و از نيشابور و سبزوار و ساير بلاد و ديار خراسان عنان برتافتند
هامش
( 453 ) . جر به معنى شكاف عموما و زمين شكافته خصوصا و بن كوه ( فرهنگ آنندراج ) - جرها و آبكندها را در رشحات ص 232 هم دارد . ( 454 ) . بعدش در نسخه : و چند جا مواضع مقابل كوب ساخته آنچه در باب حصار گرفتن مطلوب بايد بود به اندك فرصتى مرتب و مهيا شد .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 896 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى