تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 889

مساهمون:

ص٨٨٩
بيت
كجاست در همه آفاق خسروى امروز * كه صولت تو زبن برنكند دندانش *
گرد خجالت بر رخسار حال نشسته و به لطف و مرحمت آن حضرت دل بسته . از حركات ناپسنديده شرمسار و به عنايت پادشاهانه به غايت اميدوار . آن حضرت چنان‌كه از اخلاق حميده و صفات پسنديده آيد ، جرم و جناح او را به جناح بخشش و ذيل بخشايش بپوشيد و در سلك عبيد و خدم انتظام يافت و مملكت سيستان و فراه و قلعهء كات « 436 » تا ولايت قندهار در قبضهء اقتدار امراى كامكار قرار گرفت و شهريار اعظم نظام الدين شاه يحيى كه ابا عن جد در مملكت سيستان فرمان روان بود ، به موجب فرمان جهان مطاع ، باز در آن مملكت لواى دولت برافراخت و آن را به خوبتر وجهى مسخر و مضبوط ساخت . و درين سال ، بيست و پنجم شعبان ، « 437 » عالى جناب ولايت مآب ، البحر الزاخر و الحبر الماهر ، معمور الباطن ، مسرور الظاهر ، مولانا شمس الشريعة و الحقيقة والدين محمد اسد « 438 » قدس اللّه تعالى سرهما ، كه حاوى علم و عمل و واقف اسرار ابد و ازل بود و در علم بحرى موّاج و در عمل سراجى و هاج ، بعد از تحصيل علوم دينيه و تكميل معارف يقينيه ، روش اهل طريق و سلوك جادهء تحقيق سعادت دنيا و آخرت دانست و از روحانيت سلطان طريقت ، برهان حقيقت ، شيخ ابو سعيد ابو الخير رحمة اللّه عليهما استفاضه نمود و سالها ملازم آن آستان سعادت نشان بود ، و در بلدهء فاخره هرات پير صحبت او شيخ شيوخ الأسلام قطب اولياء اللّه الكرام شيخ
هامش
( 436 ) . غير كات خوارزم است ، محلش از مظان معلوم نشد . ( 437 ) . نسخه : روز پنج شنبه 29 شعبان ، در نفحات ص 528 و حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 173 شب جمعه غرهء ماه رمضان ( به‌جاى 25 شعبان ) . ( 438 ) . ترجمه‌اش را در نفحات و حبيب السير دارد . در رشحات ص 140 در ترجمهء مولانا جامى گفته است كه مولانا جامى با وى صحبت بسيار داشته‌اند .