تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 887

مساهمون:

ص٨٨٧
نور سعيد و غيره به تعجيل تمام متوجه مملكت ماوراء النهر شوند . چه در آن‌جا از طرف ميرزا سلطان حسين انديشه واقع بود و امرا به موجب فرموده عزيمت نمودند . و چون صورت فرار امير خليل به‌وجهى كه شرح داد وقوع يافت قاصدى چون باد به طرف اردوى همايون شتافت و در حدود ولايت جام اين خبر خجسته فرجام به موقف عرض رسيد و حضرت خلافت پناهى عنان سعادت و اقبال بر سمت مستقر دولت و اجلال كه هواى آن چون نسيم بهشت جانفزا و فضاى آن چون باغ خلد روح‌پرور و دلگشاست معطوف ساخت و آوازهء وصول موكب همايون صداى بشارت در گنبد گردون انداخت و بيست و سيم رمضان « 434 » چون آفتاب در اوج جلال و دولتخانهء سعادت و اقبال نزول اجلال فرمود و اكابر و اشراف مراسم نثار و پيشكش و شرايط دعا و ثنا به‌جاى آوردند و آن حضرت همه را به مواهب پادشاهانه و عواطف خسروانه معزّز و مكرّم گردانيد و جمعى كه طريق جانسپارى و شيوهء دلاورى مسلوك داشته بودند به‌عين عنايت ملحوظ شده و به كمال عاطفت محظوظ آمدند و بعضى مردم تازيك كه جلادت نموده و از باره پايين رفته و از خندق گذشته سواران ياغى را برگردانيده بودند به تشريفات خاص اختصاص يافتند . و درين ولا ، دولت ملك كه صاحب تصرف قلعهء صعلوك بود از علت طاعون نعوذ باللّه منها متوهم شده به وسيلهء امير حسن شيخ تمور بيرون آمد و چون به دار السلطنهء هرات رسيد ، آن حضرت او را بند فرموده ديوانيان جهات قلعه را ازو بازيافت نموده مبلغى كرامند به حصول پيوست . و چون خاطر خطير خسرو جهانگير از جزويات باز پرداخت ، راى آفتاب اشراق پرتو التفات بر استيصال امير خليل انداخت و جمعى امرا به رسم ايلغار مقرر فرمود و فرمود كه تا او را به دست نياورند در طلب او از پا ننشينند . و امرا عزيمت نموده چون قضاى آسمان و بلاى ناگهان به اطراف سيستان محيط شدند و نمودار آنچه او در قصد تسخير هرات با خود قرار داده بود به او نمودند . امير خليل را از
هامش
( 434 ) . نسخه : روز يك شنبه بيست و سيم .