قطعه
ياران پيام ما برسانيد با خليل * گوييد اگر ترا سر سر باختن بود
در روز روزه دردسر ما و خود مده * عيدى بيا كه وقت قبق تاختن بود
و در آن ايام ، آفتاب عالم تاب سايه بر برج سرطان انداخته بود و از شدت حرارت بسيط زمين بساط آتشين مىنمود و هوا از قوت گرما ابواب دركات بر جهان گشاده و نهنگ در حرارت هوا مىگداخت و سنگريزه را تابش خورشيد لعل مذاب مىساخت .
بيت
به گرمگاه به دشت ار بيفكنى ياقوت * چنان گداخته گردد كه نقره اندرگاه « 429 »
چنانچه به موجب فتوى ائمهء اسلام بسيارى از خواص و عوام روزه خوردند و بدين رخصت رعيت را قوّت حاصل شده به جدّ و جهد تمام به محافظت برج و باره قيام نمودند و شب تا روز بر برجها مشعلها مىافروختند و كانون درون مخالفان را به آتش غصه مىسوختند و روز جمعه چهاردهم ماه ، به وقت آنكه خسرو چين تيغ كين بركشيد و سپر زرين برداشت و شهنشاه فيروز جنگ مهر اعلام ظفر اعلام برفراز حصار فيروزهفام سپهر برافراشت و سلطان لاجورد سرير نيلى حصار در عقب منهزمان ثوابت و سيار سبز خنگ تيزرفتار برانگيخت و سيمرغ زرين بال آتشين منقار پرواز كرده از هيبت او زاغ شب از بوم جهان گريخت .
بيت
خروش كوس و بانگ ناى برخاست * زمين چون آسمان از جاى برخاست
هامش
( 429 ) . يعنى بوتهء زرگران .