رفت « 421 » و همان شب خبر انهزام او رسانيدند و طنطنهء كوس بشارت از اوج سپهر برين گذرانيدند . حضرت خلافت پناهى اردوى همايون را در منزلى كه خبر فتح رسيد بازداشت و با خواص و اهل اختصاص به شهر استراباد فرمود و در گلافشان خراميده به عيش و نشاط و خرّمى و انبساط اشتغال نمود و بعد از چند روز به كنار دريا رفته و به زورقچهاى آمده از آنجا در كشتى بزرگ نشست و از صباح تا رواح عشرت و بهجت فرمود و باز از كنار دريا به شهر استراباد بازگشت و آن مملكت را به رسم سيورغال نامزد فرزند ارجمند ، در درياى پادشاهى ، اختر سپهر جهان پناهى ، ميرزا جلال الدين سلطان محمود فرمود و به صوب مملكت خراسان معاودت نمود و خبر فتح ولايت مازندران به اطراف ممالك خراسان و ماوراء النهر و تركستان رسيد و بيست و چهارم شعبان فتح نامهء مازندران در دار السلطنهء هرات خواندند و موكب ظفرنشان به دولت و سعادت منازل و مراحل مىپيمود و گاه گاه ميل صيد و نشاط شكار مىفرمود و در مواضع خوش و مراتع دلكش يك دو روز توقف مىنمود . ناگاه در اثناى راه از طرف هرات قاصد رسيد و به موقف عرض رسانيد كه امير خليل ، با غلبهء سوار و پياده و رنود و اوباش ،
بيت
به عقل چون عثرات زمانه نامضبوط * به طبع چون حركات سپهر ناموزون
قصد تسخير دار السلطنهء هرات كرده نزديك رسيده و اين كلام به نوعى بسطى اختتام خواهد يافت و توفيق از مساعدت وقت مأمول است .
ذكر آمدن امير خليل به عزم تسخير دار السلطنهء هرات
امير خليل چندگاه يكران مراد در ميدان ممالك سيستان و قندهار و ساير آن
هامش
( 421 ) . در حبيب السير گفته است كه ميرزا تا هفت روز طى مسافت نموده پانصد كس كنار جيحون رسيد و آن را عبور نمود .