كوه را بر فرق از قاقم كلاه * اخگر از سنجاب پوشيده قبا
آن حضرت به شدت وحدت سرما التفات ننمود و چهارشنبه چهارم جمادى الأولى كه آفتاب در هفتده درجهء حوت بود ، به طالع سرطان از دار السلطنهء هرات نهضت فرمود و سپاه گردون صولت و بهرام سطوت در جنبش آمدند .
بيت
درآمد به جنبش سپاهى چو كوه * كاز آن جنبش آمد جهان را ستوه
و فرمان جهان مطاع شرف نفاذ يافت كه لشكر به راه سرخس عازم طرف مشهد مقدس والنگ رادكان شود .
و آن حضرت با جمعى خواص و فوجى مقربان و اهل اختصاص پاى دولت در ركاب سعادت آورد و به عزم زيارات مشايخ اسلام و مقابر و اكابر ايام كه در مملكت خراسان چون لمعان آفتاب بر عالميان عيان بودند عزيمت نمود و نخست به بلدهء سرخس فرمود و زيارت شيخ ابو الفضل حسن * و مولانا سعد الدين تفتازانى * و شيخ لقمان پرنده * و جوانمرد قصاب * قدس اللّه تعالى ارواحهم دريافت و از آنجا به مهنهء مباركه شتافت و به آستان سعادت آشيان صاحب السير و الطير سلطان ابو سعيد ابو الخير * قدس اللّه سرهما آمد و از آنجا به سرعت تمام به مزار شيخ الأسلام احمد جام * رحمه اللّه رسيد و از آنجا به ولايت باخرز و خواف رفت و در رباط سهيل شرف زيارت صحابهء كرام رضى اللّه عنهم كه آنجا مدفونند دريافت و به ولايت زاوه و نيشابور فرمود و از روحانيت جميع اولياء اللّه استمداد نموده صلات به فقرا و مستحقان رسانيد و همچنانكه در عالم صورت هرگاه كسى خواهد كه پادشاهى را بيند ، اول مقربان را بايد ديد تا ايشان شرح نياز او را به عرض سلطان رسانند و او را در مجلس اعلى چنانكه بايد گذرانند ، همچنين حضرت خلافت پناهى ارواح اولياء اللّه و مقربان درگاه را وسيله ساخته احرام كعبهء وفا و قبلهء صفاى سلطان خراسان