تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 863

مساهمون:

ص٨٦٣
تعجيل در تحصيل اموال و موسم مدارا با رعايا در جميع احوال با اين مقدمات منضم شود . اگر وزرا را استظهارى بالاى حد كمال و اعتمادى زيادت از تصور اوهام و وثوقى فزون از ادراك افهام به عنايت و عاطفت حضرت پادشاه نباشد يك شخص از عهدهء اين كار كجا بيرون تواند آمد و كار مملكت نظام و حال سلطنت قوام نگيرد و نپذيرد . بيت
زوزر « 397 » ووزر كه آن ملجاء اين گران بارى است * ستوده داشته‌اند اشتقاق نام وزير پناه خلق و محل تحمل اثقال * بود به عاطفت و حسن اهتمام وزير جهانيان همه باشند منتظم احوال * چو عقد گوهر سيراب زانتظام وزير

ذكر فتح حصار نيره‌تو و قتل پيركه كه آن قلعه را به تغلب فروگرفته بود

حصار نيره‌تو * كه وصف حصانت و ذكر رصانت آن به كرات گذشت ، در اين ايام مفتوح گشت . و شرح آن‌چنان است كه چون حضرت خلافت پناهى خاطر خطير و ضمير آفتاب تأثير از جانب اعدا فارغ ساخت پرتو التفات بر تدبير تسخير حصار نيره‌تو انداخت و جمعى را به محاصرهء آن تعيين نمود و دستور اعظم خواجه شمس الدين محمد را مقرر ساخت كه به جانب آن قلعه شتافته و مداخل و مخارج آن را احتياط فرموده موضع ساختن مقابل كوب معين سازند و خواجه به موجب فرموده عزيمت نمود و يك دو موضع مناسب آن كار قرار داده باز آمد و شرح آن به موقف
هامش
( 397 ) . وزر به معنى ملجأ به فتح راء است . اما مصراع به سكون زاء درست مىشود در هر دو كلمات .