تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 860

مساهمون:

ص٨٦٠
بيت
باز آن مه طلعت خورشيد سيما مىرسد * چشم روشن شد كه نور ديدهء ما مىرسد
و اعيان مردم چون انظار انجم چشمها بر شاهراه انتظار نهاده و چناروار براى دوام دولت دستها به دعا گشاده مىگفتند : بيت
تا ابد بادا نثار روزگار دولتش * دولتى كاز حضرت ايزد تعالى مىرسد
و سه شنبه بيستم شعبان در دار السلطنهء هرات نزول فرمود مصرع
به طالعى كه از آن مشترى شود مسعود
و بعد از چند روز كه سرير شهريارى و افسر كامكارى به ذات همايون صفات زيب و زينت يافت و از پرتو راى عالم آراى انوار سعادت بر اطراف آن بلده تافت ، قاصد « 392 » ميرزا سلطان حسين به وساطت امراى عظام به شرف تقبيل انامل فياض سرافراز شده پيشكشهاى لايق به موقف عرض رسانيد و سخن سكه و خطبه در محل مناسب گذرانيد و نقد آن معنى چون به مبلغ كرامند از وجه سرخ و سفيد كه به نام خجسته فرجام آرايش يافته بود تمام عيار مىنمود هر آينه در بازار قبول خسرو فلك احتشام رواج و رونق تمام يافت و فرستاده حاجات و ملتمسات رفع نمود و آن حضرت همه را اجابت كرده عنايت فرمود . از آن جمله صبيهء ميرزا سلطان سنجر كه حرم محترم ميرزا سلطان حسين بود « 393 » و در حصار اختيار الدين محفوظ و مضبوط
هامش
( 392 ) . اسفزارى : رسولان . ( 393 ) . اسفزارى . از آن جمله والدهء سلطان سعيد بديع الزمان ميرزا بابا پادشاهزادهء مشار اليه كه در حصار اختيار الدين محفوظ بود .