تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 864

مساهمون:

ص٨٦٤
عرض رسانيد و تدبير وزير روشن ضمير موافق راى جهانگير آمد و خدمت خواجه بازگشته به ساختن مقابل كوب قيام نمود و امير جلال الدين سيد مزيد بهادر نيز نامزد شد كه عازم آن طرف گشته به اتفاق سعى و كوشش نمايند و امير كبير و صاحب صايب تدبير به نوعى ايستادگى نمودند كه مزيدى بر آن متصور نبود و در اندك زمانى كار جهانى ساخته و پرداخته شد و جمعى بر سر آن كار تعيين نمودند و فرمودند كه قلعه را حصار دهند و هر دو دولتخواه همراه به درگاه عالم پناه آمدند . * و اهل حصار چون دانستند كه مقاومت با جنود سعود آسمانى در حيزّ قوت و قدرت انسانى نيست متحيروار در آن كار سراسيمه و بىقرار شدند و چشم روزگار با مرصد انتظار كه دولت روزافزون چه شعبده انگيزد كه خار آن انديشه از شاهراه اقبال برخيزد و گوش زمانه بر اميد صداى اين ترانه كه طالع فرخنده اثر كدام اختر سعادت نظر از افق فتح و ظفر طالع گرداند كه كوكب منحوس آن زمرهء منكوس را از ذروهء آن حصار فلك ديدار درگرداند . « 398 » تا درين اثنا ، ميان آن فرقهء اشقيا تفرقه و اختلاف عظيم واقع شد و پيركه از جمعى متوهم گشته بعضى را به قتل آورد و باقى ازو هراسان شده با يكديگر مشورت كردند و گفتند مخالفت با بندگان حضرت و موافقت با اين مظهر نكبت عين شقاوت و محض ضلالت است و با خود قرار دادند كه او را از ميان بردارند و مكتوبى مشتمل برين معنى به جانب امرا كه كار محاصره مىساختند انداختند و صبحى كه المباركة فى المباكرة تيغها كشيده بر سر او تاختند و سرش از تن جدا كرده به پايهء سرير اعلى فرستادند . بيت
آن جاست حواله گاه سرهاى سران * هر سر كه به پاى خود نيابد ببرند
و خاطر همايون را از اطراف آن مهم فراغى حاصل آمد و اين فتح فرخ اوايل ماه مبارك رمضان ميسر گشت و جهت ضبط و دارايى آن‌جا كوتوالى ممكّن تعيين
هامش
( 398 ) . در گردانيدن به معنى غلطانيدن است ( فرهنگ آنندراج ) .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 864 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى