قبضهء اقتدار سپاه نصرت شعار قرار يافت و اسباب سلطنت مرتب و مهيا شد و به ترتيب تمام متوجه استراباد گشت و حسين بيك « 389 » تركمان از ابناى عم ميرزا جهانشاه به فرمان او حاكم استراباد بود . چون خبر عزيمت ميرزا سلطان حسين استماع نمود و دانست كه نزديك رسيد ، با هشتصد سوار نامدار ، ايلغار كرد و روز همه روز دوانده و شب تا صبح رانده از احوال ميرزا سلطان حسين خبرى نيافت و سحرگاه از كوفت راه ميل خواب و آسايش نمود و از شآمت بخت بد ، در وقتى كه بيدار مىبايد بود ، « 390 » در عقب پشتهاى رفت و به فراغت غنود و به حسب اتفاق ، ميرزا سلطان حسين نزديك همان پشته شب به خير و سعادت گذرانيده بود و هنگام صبح پاى دولت در ركاب سعادت آورده عزيمت فرمود . غافل از آنكه دشمن در آن نواحى خواهد بود و در اثناى راه سپاه ظفر پناه دو تركمان را گرفته و احوال حسين بيك معلوم كرده همان تركمانان غجرچى « 391 » شدند و ميرزا سلطان حسين به لشكر تركمان رسيد و از چهار طرف درآمده برغو كشيد .
بيت
تو گفتى مگر شد قيامت پديد * سرافيل صور قيامت دميد
و تيغ بىدريغ در لشكر تركمان نهادند * و به اندك زمانى اكثر مخالفان بر خاك هلاك افتادند و بسيارى در قيد اسار گرفتار شدند و حسين بيك نيز اسير گشته پاىبند تقدير شد و تراكمه را مقّرنين فى الأصفاد به ميدان استراباد آوردند و بيشتر را بر تيغ گذرانيده حسين بيك را بردار كرد و دلاوران لشكر منصور به اتفاق
هامش
( 389 ) . در دولتشاه ص 458 : حسن بيك ساعتلو ، در حبيب السير : حسين سعدلو . براى جزئيات اين وقايع ر ك به حبيب السير . جنگ سلطان ميدان كه در آن حسين بيك شكست يافت به قول صاحب حبيب السير در عشر اول ذى حجه سنهء 864 ، در نسخه مطبوعه 1664 ( ! ) واقع شد .
( 390 ) . اسفزارى : در وقتى كه بيدارى از دو جهت ظاهر يكى وقت صبح و ديگرى خوف عدو واجب بودش .
( 391 ) . به معنى راهنماست ( لغات نوائيه ) نيز ر ك به يزدى ج 2 ص 308 .