تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 856

مساهمون:

ص٨٥٦
زمرهء عنايت است و در ابتداى سلطنت حضرت خلافت پناهى به خراسان آمده چند سال مقيم بود و باز به موجب استدعاى آن پادشاه در زمان سلطنت ميرزا ابو القاسم بابر عود نمود - چنانچه شرح اين سخن در محل آن مسطور است - درين ولا ، چون دولت و سعادت ملازم بارگاه جهان پناه بود حضرت خلافت پناهى انعام عام و اكرام تام شامل احوال جناب شيخ الأسلام ساخته اجازت مراجعت نمود . و در خلال اين احوال جناب ولايت مآب ، صاحب كرامات ظاهر ، حاوى مقامات باهر ، خواجه شمس الدين محمد الكوسويى ثم الجامى ، از سراى فانى به مأواى باقى رحلت نمود و در قبلى مسجد جامع در سرايى كه توطن داشت مدفون گشت . حضرت خلافت پناهى از استماع اين خبر متأثر شد . چه حسن ارادت و اعتقاد نسبت با جناب ارشاد مآب كمال انعقاد داشت و حكم همايون نافذ شد كه بر سر مزار بزرگوار قبهء عالى و عمارتى متعالى سازند . « 384 » و اللّه الموفق . و موكب ظفرنشان ، بعد از چند گاه كه در نزهتگاه ولايت بادغيس به نشاط و عيش گذرانيده بود ، عنان دولت به جانب ييلاق كوه كيتو * انعطاف فرمود و در فضاى چون فردوس برين دلگشاى و انواع رياحين آن به‌سان برگ درختان بيرون از حدّ احصار فرود آمد . و درين ولا به سمع اعلى رسيد كه امرايى كه در قفاى ميرزا علاء الدوله و ميرزا سلطان ابراهيم رفته بودند سرعت سير از ابر و باد استعارت نمودند و تا قصبهء مزينان رانده آن‌جا خبر يافتند كه جماعت گريخته به طرف بسطام رفتند و گروهى انبوه چون ميرزا خليل ولد ميرزا صالح و امراى برلاس و فوجى از پدر و پسر روگردان شده پيش ميرزا سلطان حسين كه در زمان تركمان بر ولايت جرجان و مازندران مستولى شده بود درآمدند و اين سخن محتاج بيان است .
هامش
( 384 ) . نسخه اضافه دارد : و الحالة هذا جمعى معماران كاردان در اتمام آن مرام اهتمام تمام مبذول دارند .