اختصاص داد و مثال آسمان امتثال به تحرير فتح نامهها نفاذ يافت و دبير روشن ضمير صحائف بلاغت شعار مشتمل بر استخلاص بلاد و امصار در قلم درافشان آورد و عقود معانى خوب در سلك الفاظ مرغوب نظم داد و امثله و احكام به اطراف ممالك فرستاد و سر ميرزا سنجر را به دار السلطنهء هرات آوردند و ميرزا علاء الدوله و ميرزا سلطان ابراهيم كه طناب عناد تاب داده بودند و فتنهء خفته را بيدار كرده در اثناى تف كارزار و سموم آتش پيكار چون باد آتش پاى گشتند و از جولانگاه ميدان تا موضع مزينان « 383 » كه از توابع ولايت سبزوار است در هيچ محل قرار و آرام نگرفتند و همه راه آبشور و خار مغيلان راح و ريحان شمردند و در صفت فرارشان محرّر شده .
علادوله ميرزا گريزد ز جنگ * اگر در سپاهش فريدون بود
پسر گر گريزد مكن عيب او * از آن بىهنر پرهنر چون بود
و حضرت خلافت پناهى امراى عظام امير على فارسى و امير سيد اصيل را به رسم تكاميشى در قفاى گريختگان ارسال نمود و موكب همايون به جانب هرات عود فرمود .
ذكر معاودت رايات ظفر آيات و شرح بعضى حالات
حضرت خلافت پناهى [ چون ] به عون عنايت الهى راى جهانگشاى از كليات مهمات فارغ ساخت و اطراف و جوانب بلاد و امصار مملكت خراسان را از آسيب تعرض بىباكان باز پرداخت ، لواى نصرتنما را بر سمت دار السلطنهء هرات كه مطلع خورشيد دولت و مشرق صبح سعادت است حركت داد و جناب شيخ الأسلام ، قدوة نحارير الأنام ، برهان الشريعة و الملة والدين ، خواجه مولانا ادام اللّه تعالى ايام حياته كه آفتاب آسمان خاندان صاحب هدايه و چراغ دودمان آن
هامش
( 383 ) . ر ك براى اين موضع به ليسترينج ص 43 .