ازين نشاط انبساط تمام نمودند و به فراغبال در ظل ظليل اقبال مرفه الاحوال آسودند .
مصرع
جمع شد خاطر از پريشانى
وقايع سنهء ثلاث و ستين ذكر عزيمت ميرزا سلطان ابو سعيد به هرات
غوّاصان بحار آثار و نقادان جواهر اخبار كه در معنى در سلك كلك نظم دادهاند از كنوز رموز اسماء و حروف ابواب شعور و وقوف بر ارباب الباب چنين گشادهاند كه چون سيد عاشور باز آمد و خبر مصالحه آورد ، ميرزا جهانشاه كه قريب چهار ماه در النگ كاهدستان منزل فرموده بود مراجعت نمود و به شمال دار السلطنهء هرات به دامن كوه مختار آمد ، بدان نيت و آن عزيمت كه در هرات قشلاق كند .
ناگاه اخبار به تواتر رسيد كه ميرزا سلطان ابو سعيد از كنار آب مرغاب به طرف لنگر امير غياث قدس سره ميل نمود و عازم آن است كه از جانب ولايت هرات رود درآيد « 360 » و نوعى سازد كه طغيان سپاه تركمان در مملكت خراسان به سرآيد و جمعى تراكمه كه در قصبهء او به و آن نواحى داروغه بودند بعضى گرفتار شده و باقى فرار نمودند .
بيت
رسيدند زنهاريان خيلخيل * كه طوفان به دريا درآورد سيل
سپاهى به هم كرده چون كوه قاف * همه سنگ فرساى و آهن شكاف
و به موقف عرض رسانيدند كه ميرزا سلطان ابو سعيد از شواهق جبال
هامش
( 360 ) . حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 81 : سلطان از راه لنگر امير غياث به ولايت هرات رود درآمد - اسفزارى به جانب لنگر امير غياث الدين عزيمت نمود به داعيهء آنكه از جانب هرات رود به شهر آيد .