تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 844

مساهمون:

ص٨٤٤
حمله‌هاى بهادرانه به هم نمودند و از جام حسام شراب تلخ كام بر يكديگر پيمودند و جمعى گردنكشان لشكر تركمان گرفته گشته و به تيغ بىدريغ كشته بر خاك هلاك افتادند . و اميرزاده پير بداق از آن ميدان روگردان شده گريان و نالان پيش پدر آمد و شرح واقعه باز گفت . ميرزا جهانشاه از مشاهدهء اين احوال خيال محال از دماغ بيرون كرده پختن سوداى خام كه در ديگ غرور عشوهء ايام داشت از سر نهاد و دانست كه بيش ازين طمع در ملك خراسان كردن آب در هاون سودن و آهن سرد كوفتن است . « 363 » بيت
ان كنت تطمع فى خراسان فدع * هيهات تضرب فى حديد بارد
و به تدبير و تفكر و انديشه و تحير طريق صواب و صلاح آن كار مسلوك داشت و تمامى همت بر تدارك امر خطير برگماشت و چندان‌كه تأمل مىكرد آن دريا نه به اندازهء سباحت او بود و سلوك آن جاده نه به قدر سياحت او نمود .

ذكر مصالحت فرمودن دو پادشاه كامران و معاودت ميرزا جهانشاه به جانب آذربايجان

ميرزا جهانشاه در آن زمان كه مزرعهء يحيى * آباد را لشكرگاه ساخته بود و سپاه غم و اندوه بر ساحت خاطر او استيلا يافته آثار عجز و ضعف بر صفحات احوال خود مشاهده نمود و پيوسته از جانب دار الملك تبريز ايلچيان مىرسيدند و به موقف عرض مىرسانيدند كه اميرزاده حسينعلى « 364 » ولد ميرزا جهانشاه كه مدتى محبوس
هامش
( 363 ) . دولتشاه ص 474 گفته است كه جهانشاه از جهت تسلط سلطان حسين در استراباد و قتل كردن او حسين بيك تركمان را سخت شكسته دل شده بود با سلطان ابو سعيد صلح كرد و خراسان را به وى گذاشت . ( 364 ) . زامباور ص 257 : حسنعلى - حبيب السير : حسينعلى .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 844 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى