تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 839

مساهمون:

ص٨٣٩
درگاه جهان پناه به فروغ طلعت پادشاه زادگان خورشيد ديدار مشترى آثار آراسته بود امراى حضرت و اركان دولت در محل و مقام خود آرام گرفته و اطراف لشكر از مراكب كوه‌پيكر و زينهاى مرصع به در و گوهر زيب و زينت هرچه تمامتر پذيرفته مجلسى ترتيب دادند كه از سلاطين نامدار و خواقين كامكار مانند آن كمتر واقع شده باشد و ميرزا علاء الدوله را به احترام و اعزاز و اكرام درآوردند و ميرزا جهانشاه پيش آمد و توقير و تعظيم فرموده در مقام مناسب نشاند و ايلچيان ميرزا سلطان ابو سعيد ، مولانا نجم الدين عمر و مولانا يوسف عطار را در حضور ميرزا علاء الدوله حاضر ساختند و ميرزا جهانشاه با ايلچيان به آيين پادشاهانه و يوسون خسروانه ملاقات فرمود و اظهار محبت و و داد و اشعار مودت و اعتقاد نمود . و درين اثنا ، اميرزادهء پير بداق ولد ميرزا جهانشاه كه پادشاه مملكت فارس بود هژدهم ماه ذى الحجه به هرات رسيد و باعث برآمدن او آن بود كه چون خبر فتح خراسان و تسخير سرير حضرت شاهرخى در مملكت عراق و فارس انتشار يافت ، متعاقب آن اخبار به تواتر پيوست كه جمعى مخالفان در اطراف و اكناف خراسان اگرچه از آسيب سرپنجهء شيران ژيان چون آهويان وحشى در صحرا و بيابان حيران و سرگردانند ، اما انتظار فرصت مىبرند و اگر مجال جدال يابند دستبردى مىنمايند . بنابرآن شاهزاده پير بداق در عراق آهنگ گوشمال مخالف ساخته ساز راه راست كرد و بر بادپايان حجازى كوچهاى بزرگ فرمود و مانند مسافر جهان‌نورد ماه در قطع منازل دقيقه‌اى مهمل و نامرعى نمىگذاشت و چون سياح آفتاب عالم گرد در گرم روى ذره‌اى اهمال را مجال و محل نمىداد و چون به دار السلطنهء هرات رسيد ، ميرزا جهانشاه را چشم انتظار به نور طلعت حدقهء سلطنت روشن شده خاطر اميدوار به طراوت نور حديقهء دولت گلشن گشت و هاتف اقبال به زبان حال با او گفت :
كه زين ماه سريع السير چون باد * بماند سالها برج تو آباد ز چشم خود مدارش يك زمان دور * كه تو نورى و او نور على نور
و ميرزا جهانشاه نوزدهم ماه مذكور ، امير نظام الدين سيد عاشور كه راه و رسم
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 839 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى