در پى ديگران رفت و بسيارى دربند كمند و زنجير گزند ،
مصرع
پا بستهء سر رشتهء تقدير شدند
و ميرزا جهانشاه لطف نموده و ترحم فرموده عجزه و بازماندگان را عنايت و رعايت كرده نشان « 323 » داد و به موجب دلخواه ايشان به جانب خراسان فرستاد و گروهى كه از ضرب تيغ تراكمه سربردند
مصرع
از شدت برد جان نبردند
و تا مدت سه ماه جماعت جسته و مطروح ، خسته و مجروح مىآمدند .
و ميرزا سلطان ابراهيم « 324 » چون ماه سريع السير شب و روز قطع منازل كرده يك شنبه « 325 » هفتم ماه صفر در دار السلطنهء هرات فرود آمد « 326 » و امير نظام الدين احمد ترخان كه پيش ازين به موجب نشان به خراسان آمده بود « 327 » مراسم استقبال و شرايط تعظيم و اجلال بهجاى آورد و خيمه و خرگاه و سراپرده و بارگاه و مبلغى كرامند نقد و چند تقوز اسبان خوب و اقمشه و اجناس مرغوب به طريق پيشكش گذرانيد و شرايط نيكوبندگى به تقديم رسانيد و اكابر و اشراف وظايف نياز و نثار به ظهور آوردند . « 328 »
هامش
( 323 ) . روضات الجنات : نشان اران .
( 324 ) . روضة الصفا : با پانزده نفر .
( 325 ) . ايضا : شب يك شنبه نهم ماه صفر - روضات هشتم صفر .
( 326 ) . در روضة الصفا گفته است كه ابراهيم اولا به نيشابور رسيد و جمعى به دو پيوسته .
( 327 ) . در روضة الصفا گفته است كه به موجب فرموده ضبط هرات تعلق به او داشت - حبيب السير : كه حاكم هرات بود .
( 328 ) . صاحب حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 178 نقل مىكند كه گويند به روز و رودش در هرات ، ميرزا ابراهيم به خيابان درآمد ، قلندرى گفت پادشاه جهانيان عمرت دراز باد كه اگر يك يورش ديگر مىكنى تخم جغتاى از عالم برمىافتد .