تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 820

مساهمون:

ص٨٢٠
ساختند . مصرع
همه كارى به مراد دل مولانا شد

ذكر توجه مشايخ اسلام به جانب بلخ جهت مصالحت

ميرزا سلطان ابراهيم چون بر سرير سلطنت استقرار فرمود و روزى چند از كوفت راه برآسود ، با امرا و اركان دولت مشورت نموده يراق و صلاح چنان ديدند كه با ميرزا سلطان ابو سعيد ابواب محبت مفتوح سازند و اسباب وحشت از بنياد براندازند . يقين است كه مهماتى چنين بزرگ و كارهاى به‌غايت نازك در كف كفايت و قبضهء درايت هركس نمىتوان نهاد و عنان حل و عقد اين امور به دست تصرف همه كس نمىتوان داد . بنابرآن ، قرعهء اختيار جمعى بزرگوار قرار يافت كه ميرزا سلطان ابو سعيد در دار السلطنهء هرات با ايشان ملاقات كرده بود و قواعد اعتقاد انعقاد يافته مثل جناب شيخ الأسلام الأعظم ، افتخار مشايخ الأمم شيخ نور الدين محمد مدظله ولد شيخ الأسلام بهاء الدين عمر قدس سره و جناب شيخ الأسلام ، قدوة اولياء اللّه العظام ، خواجه شمس الدين محمد الكوسويى * ثم الجامى قدس سره * و اين دو بزرگ به رسم رسالت معين شدند و در وقتى كه سحاب سنجاب پوش در زير پا فرش قاقم مىانداخت و ابر فاخته‌گون به جاى دم طاووس بر سر گلين مقام پر حواصل « 330 » مىساخت مشايخ اسلام روان شدند و همه راه برف كوفته به ولايت بلخ رسيدند و ميرزا سلطان ابو سعيد شرايط استقبال و مراسم تعظيم و اجلال به‌جاى آورد و مشايخ به اداى رسالت قيام نمودند . مضمون آن‌كه : « ميرزا سلطان ابراهيم در مقام هوادارى و دولتخواهى است و بر جادهء اطاعت و انقياد مستقيم و سكه و خطبه « 331 » به نام و القاب همايون تازه و بلندآوازه
هامش
( 330 ) . مرغى است سفيد كلان حوصله كه اكثر كنار آبها نشيندpelican( 331 ) . روضة الصفا افزوده است : در دار السلطنهء هرات و مضافات آن .