تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 816

مساهمون:

ص٨١٦
بيت
سمندش كه چون ماه مىشد به راه * زسمش نشان هر طرف چار ماه به هر كاسهء سم در آن سنگها * همى كرد آشام فرسنگها سمش نعل زرين كه بر سنگ سود * عيار ظفر بر محك مىنمود
به ولايت جرجان درآمد و ميرزا شاه محمود از استماع اين خبر سراسيمه گشته ويران شد و به طريق اضطرار فرار اختيار كرد و ميرزا سلطان ابراهيم آمدن تركمان باور نكرده فرمود كه بابا حسين مكر مىكند و از همان منزل كه اين خبر به او رسيد ايلغار كرده تا يك فرسخى شهر استراباد عنان باز نكشيد و آن‌جا هرچند امرا و دولتخواهان به زبان اخلاص عرضه داشتند كه اين‌جا چندان توقف مىبايد كرد كه كوچ و اوروق ملحق شود و خبر تركمان محقق گردد ميرزا سلطان ابراهيم گمان برد كه امرا از بيدلى اين سخن مىگويند . بيت
نصيحت همه عالم به گوش اهل و بال * چو باد در قفس است و چو آب در غربال
و همچنان يكران عزم را جولان داد و جمعى دلاوران را به رسم قراولى پيش فرستاد . در آن مواضع آب ولاى و جنگل و تنگناى به مرتبه‌اى است كه در مضيق طريق آن زيادت از يك سوار دشوار گذار مىتواند كرد و به غير از جادهء مستقيم به هر طرف كه ميل كنند از صوب صواب دور مىافتند و بيشتر آن است كه اسب و مرد هلاك شود و در اثناى راه جمعى تركمانان خود را به قراولان خراسان نموده عنان بازكشيدند و بهادران خراسان دليرانه بر ايشان تاختند « 319 » و اساس دولت ميرزا سلطان ابراهيم را ويران ساختند . « 320 » گروه انبوه از جنگلها بيرون آمده بر سر قراولان ريختند و غبار جنگ و پيكار از گرد راه برانگيختند .
هامش
( 319 ) . روضات الجنات : دليران خراسان به ايشان حمله كردند و بلا بر سر خود آورده . ( 320 ) . روضة الصفا . اساس جمعيت الوس جغتايى را منهدم .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 816 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى