تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 812

مساهمون:

ص٨١٢
صورتى چند كه در ولايت بلخ و مملكت ماوراء النهر روى نمود عزيمت معاودت فرمود و جناب افادت مآب قاضى قطب الدين احمد الأمامى و بعضى اهالى را طلب داشته فرمود كه مرا داعيه بود كه هرات را دار السلطنه ساخته اين‌جا اقامت نمايم . اما در جانب سمرقند امرى چند واقع است كه به ضرورت به آن طرف حركت مىبايد كرد . اكنون عزيمت نمودم و شهر به شما سپردم . اگر ارادت اللّه تعالى جل جلاله باشد ، اول بهار رايات نصرت شعار عازم اين ديار و بلاد خواهد شد و موكب همايون فال نهم ماه شوال از ظاهر دار السلطنهء هرات نهضت فرمود و عزم زيارت شيخ بزرگوار و قطب روزگار ، مظهر عناية اللّه اكبر ، شيخ بهاء الدين « 314 » عمر قدس سره فرمود و شرف مزار فايض الأنوار دريافته از روحانيت آن حضرت مدد خواست و با شيخ‌زادهء اعظم ، مرشد طوائف الأمم ، شيخ نور الدين محمد مدظله ملاقات كرده عظيم معتقد و نيازمند شد . بيت
پدر آن‌چنان و پسر اين‌چنين * ز يزدان بر ايشان هزار آفرين
و بعضى حوالات و مطالبات كه در شهر باقى مانده بود به التماس جناب قاضى معاف داشته منادى فرمود كه هيچ آفريده مزاحم رعايا نشود . و ميرزا سلطان ابو سعيد منتصف شوال پاى سرعت در ركاب استعجال آورد و عنان عزيمت به صوب ولايت بلخ حركت داد و پيشتر جمعى امراى نامدار به رسم ايلغار نامزد فرمود كه ميرزا احمد ولد ميرزا عبد اللطيف را كه در آن سرزمين غبار فتنه برانگيخته بود دفع كنند و امراى ايلغار در نواحى بلخ به او رسيده به آب تيغ بىدريغ غبار عصيان او را فرو نشاندند و شرار طغيان او كه در آن ولايت اشتعال يافته بود به زلال شمشير آبدار ناچيز كردند و برادر او ميرزا محمد جوكى جان از آن مهلكه بيرون برده پناه به هرات
هامش
( 314 ) . قبر شيخ در هرات بود جانب شمال عيدگاه ، ر ك به نفحات الأنس ص 526 - در حبيب السير ترجمهء شيخ را دارد ( ج 3 جزو 3 ص 8 ) وفاتش در 878 واقع شد .