تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 809

مساهمون:

ص٨٠٩
فرخنده باد مقدم سلطان شرق و غرب * در بارگاه حضرت خاقان جم حشم فرخ رخ اين مقام كه دارد ز احترام * نزديك خاص و عام جهان حرمت حرم اين منزل خجستهء سلطان عالم است * كاز قدر داشت بر سر چرخ برين قدم منت خداى را كه دگر بار تخت ملك * از يمن پاى بوس تو شد غيرت ارم
و ميرزا سلطان ابو سعيد چون خبر عصيان مولانا احمد يساول شنيد آتش غيرت و حميت زبانه كشيد و آثار كين در جبين مبين ظاهر شد و به ترتيب اسباب محاربه و محاصره فرمان داد و اهل قلعه آلات و ادوات حصاردارى درغايت حصانت و استوارى مهيا ساخته به مدافعه قيام نمودند و اكثر ايام از بام تا شام و از رواح تا صباح نائرهء جنگ و جدال و آتش حرب و قتال التهاب و اشتعال داشت و آن حصارى است كه از غايت رفعت سر بر آسمان مىسايد و كرهء زمين از فراز آن كمتر از ذره مىنمايد و در محكمى به مرتبه‌اى كه به هرگونه تدبير خلل‌پذير نشود و چنان راسخ و شامخ كه به هر دستبرد از پا درنيايد و چنان قلعه‌اى مشحون به جماعتى درغايت شجاعت و كاردانى و مملوبه گروهى در كمال پردلى و پهلوانى و مولانا احمد اسباب قلعه‌دارى مرتب ساخته بود و چند نوبت قضات و موالى و اكابر و اهالى به موجب اشارت عالى نزديك حصار رفتند و مناصب مناسب پيغام دادند و اصلا پيش آن جهان پهلوان مفيد نيفتاد و مدتى جناب صاحب اعظم قدوة وزراء العالم خواجه شمس الدين محمد به اشتعال آتش قتال اشتغال داشت و عاقبت جنگ و پيكار حصار به حال او باز گذاشت .