قصهء قتل مهد عليا گوهرشاد آغا و بعضى وقايع ديگر
درين اثنا ، جمعى مفسدان به مسامع عليه رسانيدند كه پيوسته از جانب ميرزا سلطان ابراهيم قاصدان پيش مهد عليا مىآيند و احوال لشكر و اخبار ديگر تحقيق كرده باز مىنمايند و شايد كه ناگاه صورتى روى نمايد كه امكان تدارك آن به دست هيچ آفريده برنيايد . اولى آنكه خاطر از جانب غدر و مكر او جمع سازند و اين كار در تأخير و تعلل نيندازند * و به سعى جمعى شرير نهم ماه مبارك رمضان آن بلقيس زمان و آن قيدافهء دوران به قتل آمد .
و گوهر شاد آغا ملكهاى بود مبارك سايه بلندپايه ، عصمت شعار عفت دثار .
عادل سيرت پاك سريرت ، عالى همت و الا نهمت ، در ستر عفت رابعه كردار و در خدر عصمت زبيدهوار . مناقب حميدهء او شمسهء نگارستان معدلت و مكارم ستودهء او فهرست ديباچهء مكرمت آمد . و از آن بانوى نامدار خيرات بسيار در روزگار يادگار ماند : مدرسه و بيت المغفرة * در شمال دار السلطنهء هرات و مسجد جامع در مشهد مقدس و برين بقاع خير مستغلات خوب و اسباب مرغوب وقف كرد . تقبل اللّه سبحانه منها . و شرح بعضى اوصاف اين عمارات در سنوات گذشته گذشت و در منزل و مقام آن بانوى نيك نام غارت عام افتاد و هرچه در مدت پنجاه سال جمع آورده بود صرصر قهر دهر به باد تاراج داد .
و درين سال از غرايب وقايع كه در خراسانات به تخصيص در دار السلطنهء هرات واقع شد سه مال و سه لشكر بود كه به تغلب و تعدى از رعيت گرفتند : نخست ميرزا شاه محمود و دويم ميرزا سلطان ابراهيم و سيم ميرزا سلطان ابو سعيد و از نوادر احوال كه به سبب آن رعايا پايمال شدند آن بود كه محصلان زر مال و لشكر مستخلص مىكردند و داروغگان در مواضع و مزارع نشسته داروغگانه مىگرفتند و يساقيان غارت و تاراج از حد مىگذرانيدند و كسى به غور نمىرسيد و بدين واسطه خرابى بسيار واقع شد .