تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 804

مساهمون:

ص٨٠٤
را زخم تيغ بر روى آمده روى از جنگ برنتافت و همچنان به جنگ مخالفان مىشتافت و به زخم تير و شمشير هر طرف كه مىتاخت دشمنان را دو يكى و يكى دو مىساخت و بعد از آن‌كه ميرزا ابراهيم سلطان به كلى مغلوب شده بود باز به سعى امير احمد ترخان غالب گشت و ميرزا شاه محمود ديگر بار به راه فرار عازم صوب مشهد شد و امرا و سرداران او در قيد اسار گرفتار آمدند . بيت
زهر سو كشان دشمنى چون نهنگ * به گردن در افسار يا پالهنگ
و غنايم بسيار در قبضهء تصرف سپاه ظفر شعار آمد و ميرزا سلطان ابراهيم شكر مواهب الهى و مكارم نامتناهى به‌جاى آورده متعاقب گريختگان به جانب مشهد روان شد و خبر فتح روز دوشنبه بيست و پنج شعبان چاشت بلند به دار السلطنهء هرات رسيد كه ميرزا شاه محمود غالب شد و بعد از زمانى مردم بسيار آمدند كه ميرزا سلطان ابراهيم مظفر و منصور گشت و در همين روز نصف النهار قاصد ميرزا سلطان ابو سعيد رسيد و نشانها به نام اكابر آورد كه فردا صباح به فوز و نجاح رايات نصرت آيات نزول اجلال مىفرمايد . بيت
آن يكى مىگفت فردا مىرسد سلطان عصر * خواب از چشمم برفت امشب كه فردا كى رسد
و مولانا احمد يساول و امير قرابها در اختيار حصار اختيار الدين كرده به قلعه درآمده بودند و تمام دروازه‌هاى شهر را بسته و در زمانى كه ميرزا سلطان ابراهيم به عزم رزم ميرزا شاه محمود نهضت نمود ، جناب شيخ الأسلام الأعظم ، قدوة علماء الأمم ، مولانا قطب الدين يحيى التفتازانى * مدظله را به رسم رسالت و مصالحت پيش سلطان ابو سعيد فرستاده بود و آن حضرت با شيخ الأسلام ملاقات نموده فرمود كه