فرمودهء لو لا السلطان لأكل الناس بعضهم بعضا « 278 » ظاهر شد و انتفاى سلطانى وافر سياست كه منع جور ظالم از مظلوم تواند كرد حقيقت سخن ما يزع السلطان اكثر مما يزع « 279 » القرآن معلوم گشت و در هر خيالى سوداى استقلالى تمكن يافت و در هر دماغى انديشهء تغلب و تسلطى رسوخ پذيرفت و هر مقصورى « 280 » قلعه و سورى فروگرفت و هر مقهورى و مأسورى چند خيره و چيره شده از خود ملكى و شاهى برساخت و هر فتانى در كنج ويرانهاى يا سرحد بيابانى مكنتى حاصل كرد و از خود نويينى و خانى برتراشيد و هر گدايى پادشاهى و هر اسيرى اميرى شد و هر گزيرى « 281 » وزيرى و هر خسيسى رئيسى گشت . سلامت و عافيت چون زه كمان گوشه گرفت و فتنه و آشوب چون نقطهء مركز باميان آمد و مزاج جهان از امن و امان چنان ملول شد و به جور و جفا و محنت و بلا بر وجهى مايل گشت كه سماك اعزل « 282 » بر خلاف عادت طبيعت سماك رامح گرفت « 283 » و سعد اكبر « 284 » سعد ذابح « 285 » شد .
بيت
بگرديد عالم ز آيين خويش * كه آمد عجب مشكلى سخت پيش
ز اندوه آن محنت جان گسل * روان گشته از ديدهها خون دل
هامش
( 278 ) . ر ك به مفيد العلوم ص 214 .
( 279 ) . ر ك به مفيد العلوم ص 212 * .
( 280 ) . مقصود به معنى كوتاه كرده شده است و به معنى منحصر ( فرهنگ آنندراج ) .
( 281 ) . به فتح كاف و به كسر نيز گفتهاند به معنى پاكار و عسس و داروغه و روزبان ( فرهنگ ناصرى ) .
( 282 ) . منزل چهاردهم قمر ، ر ك به آثار الباقيه ص 246 و كتاب الأزمنة و الأمكنة للمرزوتى ج 1 ص 192 .
( 283 ) . ستارهاى است قريب از سماك اعزل .
( 284 ) . يعنى مشترى ( فرهنگ آنندراج ) .
( 285 ) . ستارهاى در بيست و دومين منزل قمر ( آنندراج ) .