تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 790

مساهمون:

ص٧٩٠
كسى فرود نمىآرد . و از طرف دار السلطنهء هرات عرضه داشت امير حسينعلى رسيد مضمون آن‌كه ميرزا سلطان ابراهيم كه خروج كرده بود با غلبهء عظيم به طرف آب مرغاب بيرون رفت و شرح اين حال از روى اجمال اين است كه مير رجب كه داروغهء شهر بود چون خبر واقعهء هايله استماع نمود به نوعى سراسيمه و پريشان شد كه از محافظت ميرزا سلطان ابراهيم غافل گشت و شاهزاده فرصت غنيمت دانسته از باغ شهر بيرون آمده بر سرباره برآمد و به هر حيله خود را از شهر بيرون انداخت و به ارشاد ملهم دولت به خانهء امير نظام الدين احمد ترخان آمد كه به وفور عقل كامل و ظهور بذل شامل معروف و موصوف بود . امير احمد ترخان را كوكب به اوج اقبال برآمد و اختر آمال از افق مراد روى نمود و مراسم نياز و نثار به تقديم رسانيده آنچه در حوصلهء وقت گنجيد به طريق پيشكش در خدمت گذرانيد . مصرع
جان به شكرانه درميان آورد
و از اجتماع بندگان دولتخواه ازدحام تمام حاصل شد و موكب همايون از ديوار پست بيرون آمده دامن كوه مختار لشكرگاه اختيار كرد و به استظهار عون آفريدگار اظهار شعار سلطنت فرمود . و درين اثنا ، استماع رفت كه از جانب مشهد ، غلبه‌اى انبوه كه دشت و كوه به ستوه آيد رسيد و متعاقب مدد مىرسد . امراى عظام بر ازدحام و كثرتى كه جمع آمده بود اعتماد تمام نداشتند و مصلحت وقت چنان ديدند كه عازم جانب آب مرغاب و فارياب « 277 » شوند . ميرزا سلطان ابراهيم كه آيينهء جهان آراى او به صيقل تأييد الهى جلا يافته بود ، صورت حزم كه محافظت آن بر ذمّت همّت ارباب دولت واجب است نمود و به رأى ثابت و عزم درست پاى دولت در ركاب سعادت آورد و عنان جهان پيماى به دست
هامش
( 277 ) . در جوزجان ، ر ك برايش به ليسترينج ص 425 ، محلش ميان طالقان و شبرغان بود .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 790 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى