تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 791

مساهمون:

ص٧٩١
بيت
در دست ما چو نيست عنان ارادتى * بگذاشتيم تا كرم او چه مىكند
سپرد و نيمشب كه صحن زبرجدى به انوار سيارات و ازهار ثابتات آرايش يافته و اجرام نورانى چون گوهرهاى شب‌افروز از حقهء آبگون گردون تافته بود نهضت فرمود و روى به راه ، نگويم بل به محض لطف إله آورد و از آب مرغاب عبور نموده سپاه فراوان و لشكر بىپايان جمع آمدند و ميرزا سلطان ابراهيم به عزم كشورگشايى و رسم فرمانروايى لواى سلطنت افراخته كارهاى دولت ساخته شد . و امير حسينعلى به دار السلطنهء هرات آمده مير رجب را به علت آن‌كه ميرزا سلطان ابراهيم را گذاشته كه بيرون رفته گرفت و مبلغى كرامند از خاصهء او مطالبه نموده وجوه بسيار حاصل كرده و از شهر و بلوكات به هر بهانه مبلغها به دست آورد . و ميرزا شاه محمود بيست و ششم جمادى الأولى در باغ مختار نزول فرمود و سادات و قضات و موالى و اهالى مراسم عزا به تقديم رسانيدند و داغى كه بر دلهاى فگار بود تازه گردانيدند و ميرزا شاه محمود باغ زاغان را مستقر سرير سلطنت ساخت و پرتو التفات بر حال سپاهى و رعيت انداخت .

ذكر وقايع گوناگون كه از تأثير گردش گردون بر بساط بوقلمون ظهور يافت

درين سال ، از اختلال احوال و جفاى روزگار صد هزار محنت و هوان به اقتضاى قضاى آسمان بر سر اهالى خراسان خاصه بلدهء هرات فرود آمد و به‌سان تير دعاى مظلومان طوفان بلا بالا گرفت و امواج محن و افواج فتن به درجهء اعلى و مرتبهء اقصى رسيد و هرج و مرج و سلب و نهب در اقطار آفاق و اطراف جهان شايع گرديد و از انعدام پادشاهى صاحب شوكت كه به دفع مضرت مفسدت قيام تواند نمود سرّ