تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 787

مساهمون:

ص٧٨٧
فيض غمام به خاص و عام رسيد و جهان و جهانيان در پناه رأفت و عاطفت او آرميد و به فضايل نفسيه و خصايل انسيه آراسته بود و به سخنان فقرا و اهل اللّه ميل عظيم مىنمود و اكثر مواضع لمعات و گلشن‌راز و فوايد فصوص الحكم بر لوح خاطر همايون مىنگاشت . بيت
زهى نيك بختى كه او را خداى * سوى نيك بختان شود رهنماى
و با آن‌كه سخنان دل‌نشان درويشان را به جان و جنان قبول كرده بود اصلا و قطعا از عقيدهء فطرى و روش جبلى و مذهب آباى عظام و اجداد كرام عدول ننمود . راقم سطور را بر خاطر خطور مىكند و كفى باللّه شهيدا كه روزى با خواص و مقربان نشسته بود و تنگه در دست دريا عطا گرفته و نوشتهء آن را خوانده فرمود كه نام دوازده امام است . يكى از حضار گفت در كدام زمان بوده باشد . ميرزا گفت به نام من است . همان شخص گفت هرجا شما را نوعى اعتقاد دارند . آن پادشاه نيك اعتقاد گفت هركس هر نوع اعتقاد دارد گوامى دار . من بر طريق سنت و جماعت ثابتم و مذهب امام اعظم ابو حنيفه دارم رحمه اللّه . و هرچند ميرزا ابو القاسم بابر به حسب ظاهر در كار ملك و مال تغافل مىنمود ، اما از روى معنى در عواقب امور تأمل وافى مىفرمود و در رعايت رعيت و قواعد سلطنت از هيچ دقيقه غافل نبود . بيت
دبير فلك كاحترامش نوشت * به خورشيد حل كرده نامش نوشت ز تاج زرش يك زمرد سپهر * كه آن بود سرسبزى ماه و مهر سراپردهء او چو بر شد بلند * رسن در گلوى كواكب فكند بر اهل جهان كامران چون سپهر * چو خورشيد بر عالمى گرم مهر خبر چون ز جودش به كان تاختى * جگر پاره پاره برانداختى
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 787 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى