تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 784

مساهمون:

ص٧٨٤
و مجلسيان بيرون رفته مىگفتند خمار شهريار قوى شد و ندانستند كه از دست ساقى حمام جامى خواهد نوشيد كه هرگز به هوش نخواهد آمد . بيت
در بزم دور يك دو قدح دركش و برو * يعنى طمع مدار وصال دوام را
و در همين روز چاشتگاه بلند آن پادشاه سعادتمند دانست كه حال ديگر است و زمام عمر در قبضهء قضا و قدر . به اداى شهادتين اهتمام نمود و از جميع ملاهى و مناهى توبهء نصوح فرمود و از غم آباد فانى به نعيم جاودانى و رياض رضوانى رحلت نمود و به طريق مفاجا « 271 » به حظاير قدس با بهشتى پيكران انس و الفت گرفت .
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
« 272 » بيت
به يك ساعت به يك لحظه به يك دم * دگرگون مىشود احوال عالم
نفير عام از خاص و عام برآمد . فزع اكبر و نمودار روز محشر ظاهر شد و سيل خون از ديده‌ها چون رود جيحون گشت . سحاب به موافقت اصحاب تعزيت باران محنت از ديده‌ها روان ساخت و غمام به مشابهت خاص و عام سيل سرشك از چشمها فرو ريخت . رعد از فغان مشتاقان خروش در گنبد گردون انداخت و برق از آتش دل مهجوران آفاق پرشعله و شرر ساخت . بيت
برآمد ابرى از درياى اندوه * فرو باريد سيل از كوه تا كوه
آفتاب چرخ معالى از برج اقبال انتقال كرد و كوكب فلك سعادت از اوج
هامش
( 271 ) . مخفف مناجاة . ( 272 ) . سورة البقرة 156 .