تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 785

مساهمون:

ص٧٨٥
جلال به حضيض و بال آمد . زهى سنگدلى كوه كه از سختى اين واقعه اختلال به استحكام او راه نيافت و زهى سيه‌رويى زمين كه از استماع اين خبر خاك خار و غيبت بر سر نكرد . چشم ستاره را چه افتاد كه قطرات عبرات ريزان نساخت و سقف مرفوع را چه پيش آمد كه باوجوداين تعزيت ، بيت
آسمان هم بر آن قرار خود است * هم بر آن قطب و هم بر آن محور
فرمان عمر سلطان زمان به عنوان
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ
« 273 » مختوم شد . بيت
دريغ آن‌كه چون راندى بارگى * نهادى زمين تن به بيچارگى دريغ آن‌كه چون برنشستى به رخش * زدى نعل اسبش به گردون درخش
روز ديگر نعش مغفرت مآب را به آيين دين نبوى و قوانين شرع مصطفوى عليه الصلاة و السلام برداشته در گنبد مدرسه‌اى كه حضرت خاقان سعيد در جوار مزار فايض الأنوار حضرت امام عليه الصلاة و السلام ساخته و پرداخته بودند مدفون شد . مصرع
فيا نعم مشهود و يا نعم مشهد
و اطباى حاذق استعمال سمى از سموم احساس و قياس مىكردند و اذكيا « 274 » استدلال مىنمودند كه قرب جوار حضرت امام كه مسموم شهيد شد بدين مناسب تواند بود .
هامش
( 273 ) . الرحمن 26 . ( 274 ) . حبيب السير : اذكيا - اذكيا به معنى مردان تيز خاطر است و ازكيا به معنى صاحبان ذهن صافى . پس هر در صواب است درين موضع .