تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 786

مساهمون:

ص٧٨٦
بيت
تلخى زهرش به كام مايهء ترياك قرب * سرعت نيش فطام موجب نوش فطن
و العلم عند اللّه تعالى . و در تاريخ اين واقعه جناب اخوى فرمايد : تاريخ
آفتاب ملك با برخان نماند * كى چنان خورشيد پنهان درخور است در ربيع ثانى و فصل ربيع * لاله را ساغر زخون دل پر است چرخ را گفتم جگرها چاك شد * ديده‌ها از اشك دامن پر در است اين چه حال است و چه تاريخ است و گفت * « موت سلطان مؤيد بابر است »
ميرزا ابو القاسم مدت ده سال به فر دولت و اقبال تمام خراسان و مازندران از سمنان و دامغان تا ولايت بدخشان و از ساحل جيحون و مرو و ماخان تا اقصاى مملكت سيستان و زابلستان در حيز ضبط و قيد ربط آورد و ممالك عراق و فارس مسخر ساخت و چون آفتاب سايهء دولت بر آن ولايات انداخت و لشكر قيامت اثر به مملكت ماوراء النهر كشيد و آثار تسلط و اقتدار در آن بلاد و ديار ظاهر گردانيد . بيت
ز چنگال شيران برون كرده ملك * زكام نهنگان برآورده كام
و به اخلاق حميده و آداب پسنديده موصوف و معروف بود و دست دريا نوال او اموال جهان پامال كرده بخشش بىملال او كام آمال برآورده انعام عام او چون