تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 776

مساهمون:

ص٧٧٦
بنده‌نواز ، به باغ مختار عود نمود و جشنى پادشاهانه و بزمى خسروانه براى آن روز فيروز مهيا ساخته بود و چون ميرزا ابو القاسم بابر در آن ايام از شرب مدام توبه داشت غير از شراب ناب از اسباب فرح و سرور و طرب و حضور چيزى نامرتب نگذاشت و تمام شوال به سعادت و اقبال گذرانيده سيم ماه ذى قعده از باغ مختار نهضت فرمود و به صوب مشهد مقدس عزيمت نمود و چون موكب فلك احتشام به ولايت جام رسيد فرياد و فغان دادخواه زيادت از زيادت بود و ميرزا ابو القاسم بابر اصلا و قطعا التفات نمىفرمود و در آيينهء خاطرهاى صافى اين صورت مستحسن نمىنمود و رايات منصور چهاردهم ماه مذكور در چهار باغ مشهد كه داخل شهر است استقرار يافت و انوار عدالت بر اطراف آن ولايت تافت و روز ديگر به حمام درآمد و عزيمت زيارت حضرت امام عليه الصلاة و السلام فرمود . بيت
غسل در اشك زدم كاهل طريقت گويند * پاك شو اول و پس ديده بر آن پاك‌انداز
و عيد اضحى در آن مقام مصفا قربانى و ساير آداب به‌جاى آورد و يراق قشلاق در آن خطه اتفاق افتاد و زمستان در آن بلدهء سعادت‌نشان گذرانيد و از ابر احسان كشتزار اميد همگنان را سرسبز و سيراب گردانيد . بيت
بىآب شد سحاب ز باران جود او * آرى فغان رعد بود از سخاى او

وقايع سنهء احدى و ستين فرستادن امرا به طرف ولايت نسا و باقى قضايا

چون موكب ظفرنشان آن زمستان در بلدهء مشهد اقامت نمود و اهتمام تمام به