و ميرزا ابو القاسم بابر صحت يافته مرض به كلى زايل شد و قوت طبيعت غبار تغير از دامن مزاج همايون افشاند و پاى دولت در ركاب سعادت آورده سوار شد و به موضع جرغلنك * فرمود . پهلوان سيد على تيرانداز در حضور آن حضرت تير پرتاب انداخت و از ميلى كه پهلوان قطب الدين تيرانداز ساخته بود به شست درست و ضرب راست گذرانيد و ميرزا ابو القاسم بابر جهان پهلوان را به لطف و كرم خوش وقت و خرّم گردانيد .
و درين اثنا ، از جانب سمرقند ايلچى رسيد و تحفه و بيلاك كه ميرزا سلطان ابو سعيد فرستاده بود گذرانيد . از آن جمله زيج جديد سلطانى * بود كه ميرزا الغ بيك رصد كرده بود در برابر زيج ايلخانى كه استاد الحكما خواجه نصير الدين طوسى عمل نمود و رسالهء لب الألباب كه خواجه ابو الوفاء خوارزمى * تأليف نموده بود و ميرزا ابو القاسم بابر احوال ميرزا سلطان ابو سعيد استفسار نمود و فرستاده را به عين عنايت ملحوظ ساخته رخصت مراجعت داد .
و چون ميرزا ابو القاسم بابر پيوسته به حقايق علوم و دقايق معقول و مفهوم التفات مىنمود و مجلس همايون او به خوشطبعان جهان مشحون بود و سخنان از مشكلات فنون درميان مىافتاد و هركس به قدر قابليت آنچه مىدانست برطبق عرض مىنهاد ، ميان موالى كه به اقتضاى همت عالى ملازم مجلس همايون بودند مباحثه واقع شد كه لفظ « فكر » كه قدماى منطقيان به « حركتين » « 255 » و متأخران به « ترتيب امور معلومه » « 256 » تفسير كردهاند اختلاف عبارت ميان اين دو جماعت بنابر نزاع لفظى است يا خلاف معنوى ، ميرزا ابو القاسم بابر ائمهء عظام و اعزهء كرام كه در دار السلطنه مقام داشتند طلب فرمود و از راى منير ايشان استكشاف آن مبحث نمود .
جناب عالى ، ملجاء الافاضل و الأهالى مولانا قطب الدين احمد القاضى الأمامى *
هامش
( 255 ) . ر ك براى اينها به تهانوى ج 2 ص 1120 به بعد .
( 256 ) . ر ك به كتاب التعريفات الجرجانى ( مصر سنهء 1306 ) ص 72 : الفكر تربيت امور معاومة للتأدى الى مجهول .