غيرتافزاى نگارخانهء چين بود و جناب پادشاهى را خمار قوى شده به غايت ضعيف گشت و مزاج شريف عنان صحت از منهج استقامت برتافت و ضعف قوى بر ذات همايون استيلا يافت و بيم آن بود كه اميد حيات منقطع گردد و امرى كه تدارك آن در حوصلهء امكان نگنجد واقع شود . امرا و اركان دولت صلات و صدقات به فقرا و مستحقان رسانيده بندگان آزاد كردند و به يمن آن مبرآت شدت مرض روى به انحطاط آورد . اما همچنان آثار ضعف و نحافت ظاهر بود و گاهى در محفه نشسته به جوانب و اطراف مىفرمود .
و در اواخر ماه جمادى الاولى ميرزا بايسنغر ولد ميرزا علاء الدوله كه از دختر امير يادگار شاه ارلات بود و مهد عليا گوهرشاد آغا او را محافظت مىنمود و از اشراف خصائص انسانى كه آن زيور نطق است عاطل و عارى بود
بيت
به نطق آدمى بهتر است از دواب * دواب از توبه گر نگويى صواب
وفات يافت و ميرزا ابو القاسم بابر به مدرسهء مهد عليا فرمود و به مراسم عزا قيام نمود و رسم آش و طعام و ختمات كلام ملك علام بهجاى آوردند .
و در اين اثنا ، به سمع اعلى رسيد كه در قلعهء عماد مبلغى كرامند در موضعى معين مخزون است و امير شيخ ابو سعيد مقرر شد كه به قلعه رفته تفحص نمايد و خدمت امير استاد رازهاى « 252 » كه در قلعه كار كرده بود همراه ساخته به مشهد رفت و به اتفاق سادات و قضات عازم قلعه شد و هرچند تفحص نمودند چيزى نيافتند .
و در اوايل جمادى الأولى ، جناب ولايت مآب ارشاد انتساب مولانا سعد الدين كاشغرى « 253 » مريض شد و در غليان مرض و صعوبت ضعف واقعهاى نقل
هامش
( 252 ) . [ ظاهرا رازى به معناى بنا و معمار است ] .
( 253 ) . در رشحات ( طبع لكهنوسنه 308 ص 117 تا ص 133 ) ترجمهء مفصل دارد از مولانا ، در لطائفنامهء فخرى 46 ذكر قبرش را دارد .