تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 770

مساهمون:

ص٧٧٠
گردنكشان اكناف استفسار مىنمود . امراى عظام به موقف عرض رسانيدند كه ايلچيان از اقصى ممالك روى اميد به درگاه جهان پناه دارند و حاجات و ملتمسات عرضه مىدارند . ميرزا سلطان ابو سعيد خواجه جعفر بازركان را با تبركات خوب و بيلاكات مطلوب ارسال نمود و سخنان محبت‌انگيز مودّت‌آميز پيغام داده بود و از ولايت آذربايجان از پيش اولاد امير طهرتن ، قاصد و عرضه داشت آمد و سلطان محمد « 248 » ولد سلطان مراد كه فرمان فرماى مملكت روم بود ايلچى و مكتوب روان فرمود « 249 » و صورت دولتخواهى بر لوح خاطر همايون تصوير نموده بود . چون ايلچيان به دار السلطنهء هرات رسيدند و امرا خبر وصول ايشان را به موقف عرض رسانيدند ، ميرزا ابو القاسم بابر ، در بارگاه همايون كه غيرت‌افزاى طارم گردون بود ، بر سرير سلطنت بار عام فرمود و امرا و اركان دولت ايلچيان را به يك بار درآوردند و فرستادگان به شرايط خدمت و آداب رسالت قيام نمودند و حاجات و ملتمسات خود معروض داشته مأمول به شرف قبول وصول يافت و همه را به تشريفات فاخر و خلعتهاى گران مايه نواختى به واجب نموده اجازت مراجعت ارزانى داشت . و درين ولا ، اميرزاده الوند قاصد و عرضه داشت فرستاد و شرح وقايع كه او را واقع شده بود اعلام داد . ميرزا ابو القاسم بابر فرستادهء او را انعام و اكرام فرموده احكام پادشاهانه ارسال نمود . مضمون آن‌كه تا تواند با دشمنان كوشش نمايد و اگر نعوذ باللّه پاى حريف دولت به سنگ برآيد بىدغدغه به اين جانب آيد و از هيچ جهت فكر و انديشه ننمايد . و از جانب ولايت كابل و غزنين ، از پيش رئيس قطب الدين كه صاحب اختيار آن سرزمين بود عرضه داشت آمد مشتمل بر آن‌كه بابانامى در آن ولايت سر برآورده بود و انواع فتنه و فساد و ظلم و بيداد مىنمود و شخصى برداشته و
هامش
( 248 ) . يعنى سلطان محمد ثانى المعروف به فاتح كه بار سيوم از 855 تا 886 فرمانروايى كرد و در سنهء 857 قسطنطنيه را مفتوح ساخت زامباور ص 160 . ( 249 ) . اين مكتوب را منشآت فريدون يك ندارد .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 770 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى