بيت
برين رواق زبرجد نوشتهاند به زر * كه جز نكويى اهل كرم نخواهد ماند
و درين اثنا كسى از سمرقند آمد و از حاجى بيك كه معتمد ميرزا علاء الدوله [ بود ] و ميرزا الغ بيك او را كوچانيده به سمرقند برده بود ، نقل كرد كه در بعضى مواضع از خزائن چيزى مدفون است و بعد از تفحص بسيار در باغ زاغان محقرى پيدا شد و هرچند درپى رفتند چيزى ديگر نيافتند .
و درين ولا ، اميرزاده الوند كه مدت چند سال در محبت ميرزا ابو القاسم بابر راه و رسم بزرگ داشت و پيوسته او را به زبان تعظيم و اكرام « دادام » مىخواند بىاجازت به طرف سيستان بيرون رفت .
بيت
دلا مدار ز ابناى دهر چشم وفا * كه در جبلت اين همرهان مروّت نيست
وقايع سنهء ستين و ثمانمائه ذكر ازدواج ميرزا ابو القاسم بابر با كنيزك بيكى و ديگر قضايا
ميرزا ابو القاسم بابر ، غرهء محرم مكرّم كه منشاء عقد ستين و مبدء شهور آن سال نخستين بود ، به رسم قوشلامشى عزيمت ولايت شافلان * فرمود و در آن فضاى جانفزا چند دست شانقار سير ساخته به خير و سعادت معاودت فرمود و داعيهء عقد ازدواجى از خاطر همايون سر برزد و پيش ازين از دختر خانههاى خواهر خود كنيزك « 246 » نامى را درنظر آورده بود . فتنهانگيزى كه به حلقهء زلف تابدار سررشتهء
هامش
( 246 ) . نسخه : گزل نامى .