كه در آغوش نگنجد به طنابها بسته كه هروقت حاجت شود توان گشاد و نمدها آويخته كه هر تير كه مخالفان اندازند اول به نمد رسد و استوار شده اهل شهر بردارند و نيزهها آماده داشته و بر سر خاده « 208 » چوبها قلابها و كاردها محكم كرده و تيراندازان سخت كمان چنان ايستاده كه به هيچوجه گرد شهر نتوان گشت و در هر برج داروغهاى معين بود كه در كار احتياط مىنمود و ميرزا سلطان ابو سعيد به نفس شريف به جميع مواضع مىرسيد و اكثر بر سر حصار پياده مىرفت و شب تا صباح بر هر برج مشعلى و بر هر كنگرهاى چراغى بود و فرياد « حاضر باش » به اوج فلك صعود مىنمود و چون مردم سمرقند در محافظت شهر معتادند اساس آن كار بر بنياد نهادند .
مصرع
شهر و باره محكم و مضبوط شد
ذكر محاصره فرمودن ميرزا ابو القاسم بابر دار السلطنهء سمرقند فردوس مانند را
ميرزا ابو القاسم بابر چون به قريهء خشريو « 209 » كه يك فرسخى سمرقند است نزول فرمود و ميان مبارزان لشكر او تلاش بود كه هريك خود را پيشتر به دروازهء سمرقند رسانند و نام خود را به شجاعت و جلادت مشهور گردانند . درين ولا كه اردوى اعلى نزديك سمرقند رسيد ، دلاوران لشكر منصور را همان صورت در خاطر مىگرديد . سابق بر همگنان وفايق بر ديگران ، امير خليل « 210 » و مولانا احمد يساول و سيد پياده و قدم كابلى و محمد ملك امان « 211 » و جوكى و جمعى ديگر تيغ جلادت
هامش
( 208 ) . خاده هر چوبى است كه راست رسته باشد : چوبى كه دراز سازند به جهت قصاص دزدان ( فرهنگ آنندراج ) .
( 209 ) . حبيب السير ج 3 جزو 3 ص 169 : حشر تو . در مظان ذكرش را نيافتم .
( 210 ) . رشحات : خليل هندوكه .
( 211 ) . حبيب السير : ملك محمد امان .