تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 746

مساهمون:

ص٧٤٦
افگار و گرفتار گشتند . بيت
ز بس خون كه گرد آمد اندر مغاك * چو گوگرد سرخ آتشين گشت خاك
و ميرزا ابو القاسم بابر جمعى مبارزان و فوجى دلاوران به آن طرف روان داشت . بيت
چنان گرم شد آتش كارزار * كه از نعل اسبان برآمد شرار
و سمرقنديان را برداشته آنچه الجا مىبردند باز گردانيدند و كمال شجاعت به ظهور رسانيدند . بيت
دگر روز چون چشمهء آفتاب * برانگيخت آتش ز درياى آب
غلبهء انبوه از دروازهء شيخ‌زاده بيرون ريخت و هم از گرد راه غبار فتنه برانگيخت و امير شيرحاجى و امير شيخ ابو سعيد در كشش و كوشش آمدند و سپرها و جيبه‌ها بر سينه و تنها به زخم تير و ضرب شمشير دوخته و دريده شد و سرهاى گردنكشان و گردنهاى سرداران به گرزگران و خم كمند شكسته و بسته آمد و آن دو امير با تدبير شيران بيشهء شجاعت و نهنگان درياى جلادت شمشير صاعقه‌كردار به خرمن‌سوزى دشمنان درخشان كردند . بيت
آتش پيكار برافروختند * خرمن آن مرده‌دلان سوختند
و آن روز از نماز پيشين تا شب ميان جان و تن و تير و جوشن فصل و وصل و