تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١
مولانا احمد يساول با دويست سوار نامدار به رسم قراول مسابقت نمايد و مولانا عنان يكران تا قهلقه « 207 » كه مشهور به دربند آهنين است باز نكشيد و عمارت آن را خراب ساخته كمال شجاعت به ظهور آورد و اردوى اعلى روزبه‌روز به طالع فرخنده و بخت فيروز منازل مىپيمود تا چهارشنبه چهاردهم شوال به دولت و اقبال در يك فرسخى سمرقند نزول اجلال فرمود و درين مدت كه رايت ظفر آيت به ولايت ماوراء النهر درآمد تا اين‌جا كه نزديك سمرقند رسيد ، از سپاه سمرقند كسى در برابر نيامد . بنابرآن ، سپاه خراسان با خود قرار دادند كه سمرقنديان را مجال جدال و طاقت مقاومت نيست . بدين غرور جمعى از لشكر منصور دلاوران صفدر و بهادران رزم‌آور به تعصب يكديگر تلاش مىكردند كه خود را به دروازهء سمرقند رسانند .

ذكر اختيار فرمودن ميرزا سلطان ابو سعيد قلعه‌دارى و حصار سمرقند را

حضرت رسالت پناه ( ص ) كه به آفتاب هدايت هفت اقليم عالم را منور فرمود مدتى مديد به ضبط حصار مدينه و حفر خندق اهتمام نمود و مخالفان كه اطراف مدينه را به تغلب فروگرفتند عاقبت غبار خسار بر چهرهء روزگار نشسته سر خود گرفتند و شعشعهء آفتاب رسالت بسيط جهان را روشن ساخت و ظل ظليل راحت بر سر سوختگان آتش ظلم و ستم انداخت . و شرح اين سخن آن است كه چون ميرزا سلطان ابو سعيد از ولايت بلخ به طرف مملكت ماوراء النهر معاودت فرمود و به طالع همايون از جيحون عبور نمود ، لشكريان را اجازت مراجعت ارزانى داشت و رايت فتح آيت به صوب مستقر سلطنت برافراشت و در دار السلطنهء سمرقند به مسامع جلال رسيد كه ميرزا ابو القاسم بابر در ملك مازندران شرح واقعهء بلخ شنيد و با لشكر كيوان قدر بهرام قهر متوجه مملكت ماوراء النهر گشت و از آبهاى عظيم بىكشتى گذشت و به نواحى
هامش
( 207 ) . ر ك براى قهلقه به ليسترينج ص 441 .
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى ) — صفحة 741 | كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى / عبدالحسين نوائى